این علیاکبر است از صدرزین افتاده است
این علیاکبر است از صدرزین افتاده است
یـا رسـولالله بـر روی زمیـن افتاده است
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
بـــارالهـا تـازه شــد داغ پیمبــر در دلم
داغ فرزندم شده پیش از شهادت قاتلم
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
ای بنیهاشم بیایید و مرا یاری کنید
بـر علـیاکبـرم با هـم عـزاداری کنید
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
اکبــرم مـرهـم بـه زخـم سینـه بـابا بزن
تا ببینم زندهای یک لحظه دست و پا بزن
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
یوسف من با چه جرمی گرگها چنگت زدند
پیش چشمم دستجمعی کوفیان سنگت زدند
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
پیـش چشمان پدر بر خاک افتادی علی
آب از من خواستی و تشنه جان دادی علی
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
جـان بـابا عمــه مظلــومـه آمـد از حـرم
کاش میشد زخم فرقت را ببندم اکبرم
روح وریحانم علی نورچشمانم علی
بسکه بودی تشنه دریا ازغمت بیتاب شد
آب هم از خجلت لبهای خشکت آب شد
روح وریحانم علی نورچشمانم علی