راه آقا شدن

نوکر ی خوب است امّابهر اولادعلی)ع(

 

                                           هر که اینجا نوکری بنماید آقا میشود

برای دریافت اشعارومطالب مربوط به ستایشگری وعضویت در گروه مداحان مازندران درپیام رسان تلگرام از لینگ زیر 

استفاده فرمائید

https://t.me/joinchat/NaXFijv7okl9WEq-JMJPww

 

 

 ترجمه  مقتل لهوف(کلیک کنید)

 

 

دانلودنهج البلاغه

 

 

دانلود نرم افزار (نخل ميثم  ) بر روي

گوشي هاي آندروید

لطفا برای دانلود برنامه روی عکس کلیک کنید

 

 

انجمن مداحان بابل wwwmohseni87.blogfa.com

افتخار ما خدمت به جامعه ستایشگران اهل بیت (ع) است

لطفاًبا نظرات و انتقادات خود ما را در بهبود این پایگاه فرهنگی یاری نمائید

 

برای دریافت اشعار شهادت

حضرت زهرا سلام الله علیها

 

لطفاً اینجارا کلیک کنید

محرم است بیا تا خدای گونه شویم

به پیرویِّ حسین شیعۀ نمونه شویم

تأسِّی از پسر فاطمه کنیم مدام

شویم یار حسین و مدافع اسلام

رواست اینکه زجمع حسینیان باشیم

عزیز فاطمه را جزو یاوران باشیم

صدای نالۀ هل من معین رسد برگوش

هرآنکه هست مسلمان نمیشود خاموش

بسان قاسم وعباس و عون وعبدالله

کنیم یاری ی از انقلاب ثارالله

جوان کند حمایت از شیوۀ علی اکبر

سزد که جون شویم وحبیب نیک سیر

و دختران وزنان از سکینه وزینب

شعار یار حسینیمشان بود برلب

نبود زینب کبری ، اگرنبود رباب

نبود هیچ نشاتن از عفاف وشرم وحجاب

جوان وپیر به وقت نبرد در کشور

نموده اند تأسِّی به سبط پیغمبر

برای حفظ شرف جان خود فدا کردند

به نور دیدۀ پیغمبر اقتدا کردند

پس از حسین که نوبت رسید بر زینب

نمود روز ستم را به همت خو د شب

به شام وکوفه دفاع از خط شهید نمود

حسین وجد حسین را چه رو سپید نمود

دفاع زینب کبری زدین پیغمبر

یزید را نبدی هیچ این چنین باور

یزید فکر نمیکرد زینب کبری

میان جمع کند اینچنین ورا رسوا

رواست اینکه دراین عصر خواهران ما

کنند پیروی از خط زینب کبری

کنون که خصم تلاشش به بی حجابیهاست

تلاش و همت زنها زروی صدق رواست

رواست اینکه همه بانوان کشور ما

شوند حامی زینب به امر رهبرما

کنند امر به معروف و نهی از منکر

کنند حفظ و حراست زدین پیغمبر

به هوش خواهرم از فتنه های فتنه گران

مباد آندلس دیگری شود ایران

بیا که یار حسین وپیامبر باشیم

به پاسداری ناموس مفتخر باشیم

مباد اینکه سیه رو شویم در محشر

به پیشگاه خداوند قادر اکبر

تو محسنی همه اوقات یاد کن زحجاب

که ایمنی به تو بخشد خدا ی روز حساب

انجمن مداحان بابل+محمد محسن زاده گنجی+

حضرت زهرا سلام الله علیها

مجموعة هستي همه مديون توأند

اي بانوي آفتاب وآئينه وآب

ما جزو گدايان شمائيم همه

جان حسن وحسين مارا درياب

====

تو مصحف نا خواندة ذات احدي

تو كوثر قرآن محمد هستي

تو محور خلقتي به نصّ لولاك

تو روح ودل وجان محمد هستي

=========

تو باغ بهشت مرتضائي بانو

در تو گل ياس وياسمن ميروئيد

تو جنّت موعود رسول اللهي

اين بود كه مصطفي تورا مي بوئيد

=========

اصحاب كسا كه موجب فخر خداست

تو محور هر پنج تني فاطمه جان

پر وردة تو زينب وكلثوم توأند

تو مام حسين وحسني فاطمه جان

========

مريم كه به مادري عيسي نازد

تو مادر يازده مسيحا هستي

كس ام ابيها نگرفته است لقب

تنها تو فقط ام ابيها هستي

======

اي نور سما وات وزمين از رويت

اي سيد‌ةالنساء عالم زهرا

مجموع فضائلي وجمع حسنات

اي دخت نبي مادر آدم زهرا

=====

اي در يمِ غم سفينه از بهر علي

نگذاشته اي موئي از او كم گردد

گشتي سپر بلاي مولايت تا

دفع خطر از عدل مجسم گردد

====

تو يك تنه لشكر عظيمي بودي

از بهر امام ورهبرت يا زهرا

درسي كه تو در راه ولايت دادي

آموخته از تو دخترت يا زهرا

===

آتش به درِ خانه ات افروخته شد

بر تو چه گذشت بين ديوارودر

آن لحظه كه زد لگد به در خصم دني

با سينة تو چه كرد مسماردر

=======

جرم تو چه بود اينكه سيلي خوردي

بهر سند فدك تورا زد دشمن؟

تو نقش زمين شدي ميان كوچه

داني چه گذشت بر عزيز تو ،حسن

=======

ما درس ولايت از تو آموخته ايم

جان بر كف خود گرفته ايم آماده

ما گوش به فرمان ولي امريم

هستيم مطيع هرچه فرمان داده

=======

هر گز نگذاريم علي را تنها

سوگند به مظلومي حيدر سوگند

گر يكسره جان فدا نمائيم همه

بالله نشود گسسته از ما پيوند

======

محتاج دعائيم كه مهدي آيد

تا عقدة قلب مؤمنين باز شود

بايد تو دعا كني به درگاه خدا

تا آنكه زمان فرج آغاز شود

======

شعر حضرت زهرا سلام الله علیها+ محمد جواد شیرازی

همه خوابند، فقط چند نفر بیدارند

چند تن جای همه دلهره و غم دارند

داغ سنگین که شود، پیر شدن هم دارد

خانه بی فاطمه، دلگیر شدن هم دارد

هر که یک گوشه از این خانه عزادار شده است

جای جایِ حرم فاطمه گلدار شده است

خانه از بوی گل یاس معطر مانده

روی دستاس رد پنجه ی مادر مانده

سرخ شد پلک علی بس که جراحت می دید

آسمان سوخت دلش وقت غروب خورشید

آب می ریخت ولی آب دگرگون می شد

نه فقط آب، دو تا چشم علی خون می شد

داغ صدیقه به اندازه ی کافی سخت است

وای بر بازوی او رد غلافی سخت است

حق تعالی جلوی چشم جهان پرده کشید

تا علی دست به بازوی ورم کرده کشید

دست از غسل کشید و ولی الله نشست

همه دیدند قد حیدر کرار شکست

سر به دیوار زد و ناله زد از عمق وجود

فاطمه کاش علی ثانیه ای زنده نبود

داشت کل بدن شیر خدا می لرزید

پیکر فاطمه را بین کفن می پیچید

داغ ها را به دلش ریخت و مسکوت گذاشت

بدنی ناحله را داخل تابوت گذاشت

بچه هایی که ازین داغ سراسر دردند

آستین بین دهان، گریه فقط می کردند

بدنش را چه غریبانه ز خانه بردند

طبق فرموده ی صدیقه شبانه بردند

اشک، چشمان حسن را سر کوچه پر کرد

یادی از خاکِ نشسته به روی چادر کرد

یادش آمد وسط کوچه چه آمد به سرش

بار شیشه به زمین خورد به پیش نظرش

دست بر بند کفن، با دلِ پُر صبر گذاشت

پدر خاک تن فاطمه در قبر گذاشت

خوب شد تا که علی فاتحه بر فاطمه خواند

خوب شد دفن شد این پیکر و بر خاک نماند

خوب شد خنده به چشم تر اطفال نشد

خوب شد هیچ کسی داخل گودال نشد

خوب شد تشنه لبی ناله نزد وا عطشا

وای از تشنگی تشنه لب کرب و بلا...

محمدجواد شیرازی

 

محمد محسن زاده +بیاین بریم شهر مدینه تا باهم ناله کنیم

بیاین بریم شهر مدینه تا باهم ناله کنیم
کنار دست باغبون گریه بر اون لاله کنیم
بیاین بریم تازیر بازوی علی رو بگیریم
همرا ه مولا اونقده گریه کنیم تا بمیریم
بیاین بریم مدینه تا کنار دست زینبین
گریه کنیم  به همراه شیر خدا وحسنین
بیایم بریم تادر نیم سوخته ای رو در بزنیم
به خونه بی فاطمه  به مرتضی سر بزنیم
بریم به ساکنین اون غمخونه تسلیت بگیم
فاطمه فاطمه بگیم علی رو تعزیت بگیم
بیاین بریم تا زینب چار ساله شو کمک کنیم
بیاین بریم گریه برای سند فدک کنیم
بیاین بریم تو کوچه های مدینه داد بزنیم
به جای مرتضی تو شهر غصّه فریاد بزنیم
خدا میدونه مرتضی غریبه یاور نداره
فاطمه رفته از کفش حسین مادر نداره
بیاین بریم تو اون خونه که اشک غم جاری کنیم
برسر وسینه بزنیم باهم عزا داری کنیم
تو اون خونه بی مادری سخته برای بچه ها
هرکی یه گوشه می شینه  مادرو میزنه صدا

بیاین بریم همراه چارتا دسته گل نوا کنیم
با بغض وگریه مادرمونو همه صدا کنیم
همه بگیم وااما  وااما وااما
صداش کنیم یا زهرا یا زهرا یا زهرا

حسن میگه بیاد اون کوچه می سوزه جگرم
حسین میگه مادر من  چرا تورفتی از برم
زینبه میگه مادرم موی منو شونه بزن
کلثوم غمدیده میگه فدات بشم مادر من
بیاین بریم تو خونه ای که مرتضی غریب شده
فاتح خیبر واحد زغصه غم نصیب شده

نشسته توی خونه و نیگاه به دیوار میکنه
نیگاه به درب خونه و به نوک مسمار میکنه  
زمزمه میکنه میگه   یارم جوون مرگ شده
نخل امید وآرزوم چه بی بر وبرگ شده
میگه خودم دیده بودم فاطمه مو کتک زدند
میون کوچه سیلی اش به خاطر فدک زدن
غلاف تیغو دیده ام که میزدن به بازوهاش
بسکه کتک زدن  دیگه رمق نداشته زانو هاش
خودم دیدم توی کوچه  فاطمه شد نقش زمین
بسکه به بازو هاش زدن با تازیانه  ملحدین
بیاین بریم تو خونه ای  که مرتضی عزاداره
اشک غم از دیده خود برای زهرا می باره
کنار قبر فاطمه می شینه وگل می کاره
با اشک چشمون خودش لاله رو قبرش می زاره
شاید بگه فاطمه جان برای من دعا نما
منو از این غصه وغم با یک دعات رها نما
سخته برای مرتضی بعد تو زنده بمونه
تو رفتی و درد منو غیر خدا کی میدونه
محسنی این حرف دل و سروده با اشک بصر
به خاطر ما می سوزه هی می خره خون جگر

فاطمیه زمان بیداری است+ محسن زاده

فاطمیه زمان بیداری است  
وقت بیداری است وهشیاری است
بعضی از ما فقط به این فکریم
که فقط وقت گریه وزاری است
گریه واشک نیست بی تأثیر
اشک با معرفت فقط کاری است                              
 با تولا تبری است قرین
  زین دو دین خدا شود تضمین

اگر از پیروان زهرائیم  
پس به گریه بسنده ننمائیم
از پی کسب معرفت کوشیم
گر در این راه راهپیمائیم
بشناسیم عمیق فاطمه را  
اگر اندر خط تولائیم
هدف فاطمه چه بود وچه کرد
با گروهی ستمگر ونامرد

اومگر دختر پیمبر نیست  
اومگر طاهر ومطهر نیست
برسماواتیان مگر زهرا                                 
 همچنان زهرۀ منور نیست
نص فرمودۀ رسول خدا                                 
 مگر اوحجتی زداور نیست
اگراین است پس چرا مردم
پشته پشته کشیده اند هیزم

از سوی عده ای ستمگستر  
هیزم آورده شدبه پشت در
  دومی امر کرد بر چه اساس                          
که برآن درزکین زنند شرر
غیر از این بود خواستند آن روز
  تا بسوزند آل پیغمبر
فاطمه بهرحفظ دین و امام
با تمام وجود کرد قیام

آن فروزنده مهر برج دین   
وان چراغ هدای اهل یقین
پشت در آمده به جای علی                         
 خواست تا آنکه حق شود تبیین
گفت هر آنچه را که می باید
 دید دشمن نمی کند تمکین
سد ره شد بر آن مهاجم پست
گرچه پهلوی او زکینه شکست

کس چه داند که فاطمه چه کشید
بین دیوار ودر به او چه رسید
از چه رو فضه را صدا می زد
ناله اش را مگر علی نشنید
گفت فضه بیا کمک زیرا    
محسن نورسیده گشت شهید
وای از درد وغربت حیدر
آن گشاینده در خیبر

این که بستند دستهایش را                         
 اینکه افکنده اند عبایش را
اینکه اورا به دست بسته کشند
در نمی آورد صدایش را
اینکه بی حرمتی به او کردند
زده اند نور دیده هایش را
این مگر قهرمان خیبر نیست؟
صاحب ذوالفقار ، حیدر نیست؟

آن خدای سخن خدای کلام
که براو باد مستدام سلام
او سکوت اختیار کرد ولی                          
 فاطمه جای او نمود قیام
فاطمه با قیام خود درسی  
داده از بهر پیروان امام
که در این ره قیام باید کرد
حفظ جان امام باید کرد

فاطمه شد شکسته پهلویش   
 نیلگون گشت چهر نیکویش
سینه اش صدمه خورد از مسمار
وای از درد دست وبازویش
لالۀ گوش او شده پاره  
خون همی ریخت از سر ورویش                                     
 باز از رهبرش نشد غافل
رفت تا حل کند از او مشکل

کودکی را که شد شهید ندید
با همان حال فاطمه بدوید
از تن اطهرش که زخمی بود
خون پاکش به خاک کوچه چکید
همۀ فکرِ او نجات علیست
تابه آن مقتدای خویش رسید
دست برد وگرفت دامن او
وای از حقد وکین دشمن او

تا عدو دید قدرت از زهرا
رو به قنفذ نمود بی پروا
به مغیره اشاره کرد چنین
بزنید هردودست فاطمه را
آنقدر تازیانه زد قنفذ
که رمق رفت ودست گشت رها
فاطمه پیش چشم حبل متین
در همان کوچه گشت نقش زمین

باز درمسجدالنبی چورسید
مرتضی را به پای منبر دید
بانگ بر زد به آن ستمکاران
هر کسی بود آن سخن بشنید
گفت دست از امام بردارید
ورنه نفرین کنم نه با تردید
تا از او این سخن رسید به گوش
در ودیوار آمده به خروش

مرتضی امر کرد بر سلمان
کاین خبر را به فاطمه برسان
که اگر فاطمه کند نفرین
زیر ورو میشود زمین وزمان
رو به زهرا بگو  که گفت علی
 فاطمه جان برو به خانه بمان
بیدرنگ آن فروغ جان رسول
کرد امر امام خویش قبول

این بود پیروی زخط امام
عاملانه نه در لفاف کلام
 تا که بنموده بود حسّ خطر
 فاطمه عالمانه کرد قیام
خورد سیلی وتازیانه زکین
بشنید از عدوی دین دشنام
باز- گوشش به امر رهبر بود
تابع آن ولی اکبر بود

گریه میکرد وگریه ای جانسوز
در تمام زمان همه شب وروز
گاه بوده شکایتش زخودی
گاه از دست آن شرر افروز
نشده قطع گریۀ زهرا
حق خود را به گریه داد بروز
عاقبت گریه کرد ورفت از دست
قامت مرتضی علی بشکست

محسنی گریه گریۀ زهراست
گریه گر این چنین بود چه بجاست
گریۀ فاطمه زمعرفت است
گریۀ عارفانه کار گشاست
من وتو گریه میکنیم اما
فرق این گریه از کجا به کجاست
پس تو هم تابعیت از او کن
در عمل سوی فاطمه رو کن

98_ اشعار انقلابی ،  چکامه دیماه

 

چکامه دیماه

بازدیماه شد از فتنه سخن باید گفت

سخن از فتنه واز اهل فتن باید گفت

از کسانیکه پی جیفه دنیا بودند

ظاهرا دوست ولی دشمن، با ما بودند

ظاهراَ دوست ولی باطنشان پر نیرنگ

کینه ورزانه سرا پا شده آمادۀ جنگ

ظاهرا حرف زاسلام وامام آوردند

هر چه را داشته بودند تمام آوردند

دیگر اینبار سراپا همه را رنگ زندند

رنگ سبزی همه جا از پی نیرنگ زدند

عده ای دوست نما نیز  حمایت کردند

در پس پرده نشستند وهدایت کردند

آتش فتنه  از این دسته بر افروخته شد

چشم دشمن به همین آتش کین دوخته شد

همه دیدیدم که نوکر صفتان مزدور

شب پره های  زبون گشته و مفلوج زنور

عقده وکینۀ خودرا به نهایت بردند

حمله بر سیطرۀ اهل ولایت بردند

عده ای با شتر معرکه همراه شدند

همچنان قوم بنی ساعده گمراه شدند

همه از سامریان داشته اند آگاهی

بود فریادهمه دین طلبی  دینخواهی

دیده بودیم همه لحظه شماری هارا

حامی معرکه  ومعرکه داری هارا

 سامری گونه به یکباره نمودار شدند

بهر این امت دلسوخته غمخوارشدند

لیک چون امت ما اهل بصیرت بودند

همگان آگه از این صورت وسیرت بودند

همه روشندل وروشنگر وثاقب بودند

    تابع امر ولی بوده مراقب بودند

تا علی آمد وتبیین حقایق بنمود

دشمن آنروز زگفتار علی دق بنمود

علی خامنه ای  راهبر فرزانه

کرد روشنگری آنروز بسی جانانه

امت  ما همه فرمانبر رهبر هستند

در پی امر ولایت همگان صف بستند

چون همه امت ما اهل بصیرت بودند

همه آگاه وخردمند به سیرت بودند

همه بر خاسته ویکسره فریاد شدند

بر علیه ستم وفتنه وبیداد شدند

مردم ما همه روشندل وثاقب هستند

گوش برامر ولی بوده مراقب هستند

همه آماده وبر خاسته با فریادیم

بر علیه ستم وفتنه گر وبیدادیم

زآنکه  با مشی حسین بن علی مألوفیم

درثبات قدم خویش همه معروفیم

امت ما که نماد شرف واندیشه است

کشت ثابت به جهان اینکه شهادت پیشه است

ما زاهداف ولایت ننمائیم عدول

هرچه فرمود ولی از دل وجان هست قبول

ما دراین برهه حساس همه بیداریم

گوش بر امر  امامیم وهمه هشیاریم

آنچه را امرکند با دل وجان می گیریم

گر بگوید که بمیرید  همه میمیریم

دشمن از کینه  اگر درپی ویرانی ماست

یا پی قتل امیری چو سلیمانی ماست

غافل از آنکه سلیمانی ما شد تکثیر

همه هستیم سلیمانی واهل تدبیر

 همه اهل خرد وعلم چو فخری زاده

همه جان برکف وصف بسته همه آماده

دگر این بار به دشمن نرسد این فرصت

انتقامیست بسی سخت ورهین سرعت

هوشیاریم وبصیریم ودل آگاه وخبیر

رمز پیروزی ما نیز بود با تکبیر

 دشمن ، آماده که ما منتقم خونهائیم

پی خونخواهی خون شهدا میآئیم

باکمان نیست  بدان اهل رشادت هستیم

همگان  منتظر درک شهادت هستیم

 ماهمه پیرو زهرای مطهر هستیم

جانفداءی ولی الله ورهبر هستیم

هر که در مکتب توحید هدایت گردد

جان چه ارزش که فدا بهرولایت گردد

محسنی گفتی وگفتند وبگو باردگر

همۀ هستی ما بادفدای رهبر

 

 

 

 

زمینه،نوحه حضرت زهرا س

محمد محسن زاده گنجی:
یازهرا ، یازهرا ــــ سلام برشهادت توـــ 
به سیره ورشادت توـــ 
به همّت وسعادت تو ـــ 
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا ، یازهرا ـــ توآن حبیبهٔ خدائی
که نورچشم مصفائی ـــ
عزیز جان مرتضائی ـــ 
مظلومه زهرا، برات بمیرم۲

یازهرا ، یازهرا  ــ حقیقتی توبهر لولاک 
به شأن تو خَلَقتُ الافلاک
خدابیان نموده ایّاکِ ــ
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا،یازهراــــ چه روی داده درجوانی
قامت تو شده کمانی
رفتی ازاین جهان فانی ــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا،یازهرا ـــ عمرتوازچه روشده کم
سهم توگشته غم وماتم
فدای تو تمام عالم ـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا  ـــ  سلام مابه پیکرتو  
 به ناله ی پشت درِ تو
به غُصه های همسر توــــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا   ـــ سلام ما به روی نیلی
که بی گناه وبی دلیلی ـــ 
کبود شد به ضرب سیلی ـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ــــ  چرا عدولگد به درزد
زروی غیض وبی خبرزد
به جسم وجان توشررزد ـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ به بازویت نشانه خورده
غلاف وتازیانه خورده
چه ناجوانمردانه خورده ـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ چه کرده باتوآن عدویت
چو حمله ور شده به سویت
چراکبود گشته رویت ـــ 
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ توازفشارِ درودیوار
از آن زمان شدی گرفتار
چه کرده با توزخم مسمارـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا  ـــ  میان کوچه ها دویدی
تاکه به رهبرت رسیدی
 چه دیدی و چهاکشیدی  
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ــــ فتاده خصم دون به جانت 
تورازدند دشمنانت
گرفته شد تاب وتوانت  
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ توراعلی نقش زمین دید
ازداغ وغصه ی تولرزید
چه ناروا زخصم بشنید 
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ وقتی کناربسترتو
بنشست زینب دربرتو
آن چارساله دخترتو ـــ
 مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهراــ گفتی تو آن غم مبتلارا
جریان دشت کربلارا
درد وغم ورنج  وبلاراــــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ــــ از کربلا گفتی برایش
از جسم سرازتن جدایش
ازشمروگودال وجفایش ـــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ـــ  گفتی توبا آن نوردیده
ازنیزه و رأس بریده
وزپیکر درخون طپیده ــ 
مظلومه زهرا برات بمیرم۲

یازهرا، یازهرا ــــ  جان علی مارادعاکن
با سیره خود آشنا کن
محشور با آل عباکن   
مظلومه زهرا برات بمیرم۲