نقدینۀ من جان و خریدار حسینم

نقدینۀ من جان و خریدار حسینم

آزاده‌ام و سخت گرفتار حسینم

ای یوسف صدیق کجایی که ببینی

من یوسفم و بردۀ بازار حسینم

جان را سپر تیر بلا کردم و گویم

شمشیـر بیارید که من یار حسینم

سرلشگر بی‌لشکرم و با تن تنها

سر برکف و سرباز فداکار حسینم

در پیچ و خم کوچه و بام و سر بازار

هر جا که روم تکیه به دیوار حسینم

با سینه خونین سپر تیر بلایم

با پیکر بی‌سر شده سردار حسینم

بهتر که ز تن دست مرا قطع نمایید

من نایب عباس علمدار حسینم

باچشم زخون بسته نهم رو سوی مکه

سر تا به قدم چشم به دیدار حسینم

بگرفته‌ام از خون جبین رنگ خدایی

امروز من آیینۀ رخسار حسینم

«میثم»ز تن و جان و سرم دست کشیدم

حتی به سـر دار خریدار حسینم

 

آزاده‌ام و سخت گرفتار حسینم

ای یوسف صدیق کجایی که ببینی

من یوسفم و بردۀ بازار حسینم

جان را سپر تیر بلا کردم و گویم

شمشیـر بیارید که من یار حسینم

سرلشگر بی‌لشکرم و با تن تنها

سر برکف و سرباز فداکار حسینم

در پیچ و خم کوچه و بام و سر بازار

هر جا که روم تکیه به دیوار حسینم

با سینه خونین سپر تیر بلایم

با پیکر بی‌سر شده سردار حسینم

بهتر که ز تن دست مرا قطع نمایید

من نایب عباس علمدار حسینم

باچشم زخون بسته نهم رو سوی مکه

سر تا به قدم چشم به دیدار حسینم

بگرفته‌ام از خون جبین رنگ خدایی

امروز من آیینۀ رخسار حسینم

«میثم»ز تن و جان و سرم دست کشیدم

حتی به سـر دار خریدار حسینم

من پیشتاز شهدایم

من پیشتاز شهدایم

کوفه شده کرب و بلایم

یابن زهرا   جان مسلم  شد فدایت

زخم تنم مثل ستاره

قتلگهم دارالعماره

یابن زهرا   جان مسلم   شد فدایت

پرواز روحم تا حسین است

تنها شعارم یا حسین است

یابن زهرا   جان مسلم    شد فدایت

بر لب من ذکر سلامت

از خون من جوشد پیامت

یابن زهرا    جان مسلم    شد فدایت

مسلم سرش از تن جدا شد

فدایی خون خدا شـد

یابن زهرا جان مسلم  شد فدایت

سلام بر وفای مسلم

جان جهان فدای مسلم

یابن زهرا   جان مسلم   شد فدایت

خون دو طفل نازنینم

گردد فدای راه دینم

یابن زهرا   جان مسلم   شد فدایت

سلام علی مسلم‌بن‌عقیل

سلام علی مسلم‌بن‌عقیل

که در راه خون خدا شد قتیل

شهید حسین             امید حسین

شهید سر از تن جدا مسلم است

فدایی خون خدا مسلم است

شهید حسین                     امید حسین

سلام خدا بر سفیر حسین

که شمشیر دین است و شیر حسین

شهید حسین                     امید حسین

سر و جان به خاک شهیدی فدا

که با دست بسته سرش شد جدا

شهید حسین                     امید حسین

تنـش بود و سنگ لب‌بام‌هـا

دلش خسته از طعن و دشنام‌ها

شهید حسین                     امید حسین

عطش برده بود از دلش صبر و تاب

که خون از لبش ریخت در جام آب

شهید حسین                     امید حسین

به رویم روان گشته خون از دوعین

که مسلم شد اول قتیل حسین

شهید حسین            امید حسین

 

که در راه خون خدا شد قتیل

شهید حسین             امید حسین

شهید سر از تن جدا مسلم است

فدایی خون خدا مسلم است

شهید حسین                     امید حسین

سلام خدا بر سفیر حسین

که شمشیر دین است و شیر حسین

شهید حسین                     امید حسین

سر و جان به خاک شهیدی فدا

که با دست بسته سرش شد جدا

شهید حسین                     امید حسین

تنـش بود و سنگ لب‌بام‌هـا

دلش خسته از طعن و دشنام‌ها

شهید حسین                     امید حسین

عطش برده بود از دلش صبر و تاب

که خون از لبش ریخت در جام آب

شهید حسین                     امید حسین

به رویم روان گشته خون از دوعین

که مسلم شد اول قتیل حسین

شهید حسین            امید حسین

نوحه حضرت مسلم

اگركه دندان من، شده شكسته حسين

بودسلامم به تو، به دست بسته حسين

يابن زهرا      يابن زهرا

ميابكوفه حسين(2

 

كمان مكن كوفيان، كه برتودلداده اند

همه پي بُردن ، سرتوآماده اند

يابن زهرا      يابن زهرا

 ميابكوفه حسين(2

 

تمامي مردمان ، به كوفة بي وفا

يكي شده حرمله ، يكي سنان شد ميا

يابن زهرا      يابن زهرا

 ميابكوفه حسين(2

 

اگربيايي شود، دو دست سقا قلم

تمام گلهاي شوند، قلم قلم ازستم

يابن زهرا      يابن زهرا

 ميابكوفه حسين(2

 

دلم پريشان شده، زماتم اكبرت

اگربيايي شود، جدا سراصغرت

يابن زهرا      يابن زهرا

ميابكوفه حسين(2

 

ميا كه سيلي خورد ، به چهرة دخترت

شرربه دل ميزند ،اسيري خواهرت

يابن زهرا      يابن زهرا       

ميابكوفه حسين(2)

شاعر وفائی

يا مسلم بن عقيل ع

در این دیار عاطفه پیدا نمی شود

دیگر دری به خاطر من وا نمی شود

دستم بریده باد نوشتم بیا حسین

این غصه از سرای دلم پا نمی شود

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد

با شکوه آمده و بی کس و بی یار نشد 

حال و روز منِ آواره تماشا دارد

تکیه گاهم بجز این گوشۀ دیوار نشد

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

ی کاش راهت از شب کوفه جدا شود

ختم به خیر این غم بی انتها شود

ای کاش نامه های سفیرت به تو رسند

یا باد با نوای دلم همنوا شود

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

سوي کوفه ميا که پيچيده

بوي غربت ميان هر کوچه

باز تکرار بي وفائي هاست

باز دستان بسته در کوچه

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

زبانحال دختر حضرت مسلم(ع):

از هق هق نسیم شنیدم صدای تو

بابا فدای گریه ی" کوفه میای " تو

اینجا همه برای سرت گریه می کنند

اینجا منم رقیه ی بزم عزای تو


ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

شك و تريديشان يقيني بود

آسمانهايشان زميني بود

همه دنبال وعده گندم

شهر مشغول خوشه چيني بود

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

میا به کوفه که بر قتلت افتخار کنند

برای سنگ زدن بر سرت، قمار کنند

میا به کوفه که صیادهای گرگ صفت

غزال های بیابانتان شکار کنند
ادامه نوشته

حضرت مسلم بن عقيل ع

اينجا به غير از شوره‌زاري نيست ، برگرد

در اين خزان جاي بهاري نيست برگرد

ادامه نوشته

يا مسلم بن عقيل ع

پایش امضا زدند خیلی زود

نامه را تا زدند خیلی زود

نامه را تا نکرده در واقع

کوفیان جا زدند خیلی زود

ادامه نوشته

حضرت مسلم بن عقیل ع

مطلب ا ول

به شهر كوفه غريبم من و پناه ندارم

مطلب دوم

ميان كوچه مي گردم كه كوچه آشناي ماست

مطلب سوم

تو اي قاتل مرا كشتي بيا بنويس با خونم

مطلب چهارم

هزار شکر، که شد خاک مقدمت، سر من

مطلب پنجم    نوحه

یاحسین کن نگهم عاشقی شد گنهم

بـوی عطـر قـدمت خیـزد از قتلگهم

دورم از شمع ولی، بال و پرم می‌سوزد

«بی‌تو گر آب بنوشم، جگرم می‌سوزد»

یا ابا عبدالله، یا اباعبدالله     یا اباعبدالله، یا اباعبدالله

مطلب ششم     نوحه

سرباز پیش از نهضت کرب و بلایم
تنها سفیر و نایب خون خدایم
اولیــن قتیلــم زادۀ عقیلـــم
یا حسین یا حسین      یا حسین یا حسین

مطلب هفتم     نوحه

این دهان پرخون، این سر شکسته
می‌دهم سلامت، با دو دست بسته
سیدی یا مولا یا اباعبدالله        سیدی یا مولا یا اباعبدالله

مطلب هشتم      روضه

عمر بن حريث دستور داد براي حضرت مسلم آب آوردند

مطلب نهم      زمزمه

ديدي كه تو با دلم چه كردي

من ماندم و اشك و آه و دردي

مطلب دهم     نوحه

در کوچه های کوفه در غربتم خدایا

از مردمانِ‌ این شهر در حیرتم خدایا

اشکم شده طبیبم       من بی کس و غریبم

کوفه میا حبیبم          کوفه میا حبیبم (4)

مطلب یازدهم   نوحه

حسين اي يوسف زهرا      ميا كوفه ميا كوفه

امان از ظهر عاشورا          ميا كوفه ميا كوفه

 

 

ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

یاد رخ تو درد مرا تسکین است

بار هجران تو بر شانه من سنگین است

ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

نوحه

یا حسن کن نگهم           عاشقی شد گنهم

بوی عطر قدمت               خیزد از قتگهم

دور از شمع. ولی بال وپرم می سوزد

بی تو گر آب بنوشم جگرم می سوزد

          یا ابا عبدالله. یا اباعبدالله

ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

به جای دسته گل، خون گلویم وقف دامانت
تو ابراهیمی و من هم ذبیح عید قربانت
ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

نوحه حضرت مسلم

کوفه شد قتلگاهم، در گلو مانده آهم
زیر شمشیر قـاتل، کشتۀ یک نگاهم

"سیدی یابن زهرا
"سیدی یابن زهرا

ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

مرد را در بذل جان مردانگی پیدا شود

هر که از جان بگذرد این رتبه را دارا شود

ادامه نوشته

یا مسلم بن عقیل ع

لب ودندان بشکته نشان از دلبری دارم

برای عید قربانم جدا از تن سری دارم

ادامه نوشته