السلام علیک یا حسن بن علی العسکری ع
مهدی صاحب الزمان، بهربابا نوحه گرشد
یوسف زهراببین، غرق ماتم خونجگرشد
گلشن زهراخزان اشک مهدی شدروان
یا امام عسگری(2)
سوزداز زهرجفا،پیکراو وامصیبت
مهدیش گریه کنان دربر او وامصیبت
سامرا ماتمسراست قلب مهدی درعزاست
یا امام عسگری(2)
کشته شد نوردل آل خاتم تسلیت باد
شداباصالح یتیم اهل عالم تسلیت باد
شدعزای دیگری ازفراق عسگری
یا امام عسگری(2)
===================
آسمان آسمان – گریه کن – بریز اشک غم برای عسکری
شیعه بر سر بزن – به پا کن –زسوز دل عزا برای عسکری
باشد این غم عظیم – مهدی اش شد یتیم – شد زغم دل دو نیم
وای از این غم ومصیبت (2)
***********
نور چشم زهرا – خدایا – به سامره کشته شده به زهر کین
حسن دوّم از – اهلبیت – شهید گشته در رۀ بقاء دین
ای خدا سامرا – مثل کرببلا - شده ماتمسرا
وای از این غم ومصیبت (2)
حسن عسکری - فدا شد – به زهر کینه پاره گشته جگرش
وای من ندانم – چه آمد – مهدی او از این مصیبت به سرش
نالد ازاین محن – هم زمین وزمن - که فداشد حسن
وای از این غم ومصیبت (2)
در عزای حسن – مادرش – فاطمه ریزد اشک ماتم والم
چه کند ای خدا – مهدی اش – از این همه ستیزه ودرد وغم
درعزای پدر– گشته خونین جگر- ریزداشک بصر
وای از این غم ومصیبت (2)
مهدی اش بوده در- کنارش – که مرغ روح عسکری زتن پرید
من ندانم که در- کربلا – جدّ غریب او چگونه شد شهید
از چه جای پدر – قاتل بد سیر – بوده بالای سر
وای از این غم ومصیبت (2)
من ندانم چرا – ای خدا- حمله به قبر وبارگاه او شده
مثل ویرانه ای – مرقدش – چرا دوباره قتلگاه اوشده
ظلم شد بی حساب – بقعه اش شدخراب – شده دلها کباب
وای از این غم ومصیبت(2)
================
از ما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته امام زمان سلام
این روزها هزار و دو چندان شکسته ای
حالا کجای روضه بابا نشسته ای
رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربان ریشه های نخ شال گردنت
آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاه پوش، خدا صبرتان دهد
گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای
انگار غصه دار جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای
یک بار فکر زهر و دل پر شراره ای
یک بار فکر واقعه گوشواره ای
با این که بر سرِ پدرِ دیده بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای
آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند
هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمان روسریش پر ستاره شد
دو ماه و نیم کار حسن مو شکافی و
دو ماه و نیم بازوی مادر غلافی و...
========================
امروز روز محنت واندوه وماتم است
این هشتم ربیع ُبوَد یا محرّم است
سامره کربلا شده از داغ عسکری
از دیده خون ببارد اگر شیعه اش کم است
سوزد زسوز زهر دل بی قرار او
بر اهلبیت داغ فراقش مسلّم است
او می شود شهید وشود مهدی اش یتیم
شال عزا به گردن و،دل لُجّۀغم است
گوئیم تسلیت به تو یا صاحب الزمان
چون اشک شیعه زخم دلت را چو مرهم است
بابا زدست دادی و از داغ آن عزیز
قدّ رسا وقامت طوبای تو خم است
تو داغدیده ای و دلت رنجه از ستم
چشمان تو چو چشمۀ جوشان زمزم است
صد حیف، حیف ای گل گلزار فاطمه
از کید روزگار قدر ومقام تو ُمبهم است
از این غم ومصیبت و این ماتم عظیم
گریان به باغ ُخلد رسول ُمعظّم است
زهرا عزا گرفته و گشته سیاه پوش
ذکر حسن حسن به لبانش دمادم است
بودی کنار جسم پدر یا امام عصر
دیدی که هرچه خواست برایش فراهم است
مرغ دلم زسامره پر زد به کربلا
یک صحنه سخت در نظر من ُمجَسّم است
گودال قتلگاه ولبِ تشنۀ حسین
قاتل به روی سینۀ آن فخر عالم است
می گفت«محسنی»به دوچشمان اشکبار
روز یتیمی ولی الله خاتم است
========================