برای جانباختگان منا

اهل عزا اهل عزا روز عزا رسیده

حاجی ی جانفدا زصحرا ی منا رسیده

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

حاجی به صحرای منا داد امتحان خودرا

مُحرم شد و دررا ه دین بسپرد جان خود را

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

بستند ره بر حاجیان آل سعود بی دین

آن خیل جمعیّت همه جان داده اند از کین

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

جمعیّت وگرما وبی آبی وراهِ بسته

حاجی در آنجا ناتوان گردیده بود وخسته

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

در زیر دست وپای یکدیگر که اوفتادند

 سوی خدا بال وپرِ پرواز را گشادند

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

یابن الجسن یابن الجسن تو بهترین گواهی

دشمن چه کرده در منا دیگر نمانده راهی

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

مانند جد تو غریبانه به کام عطشان

جان داده اند و بر لبشان ذکر یا حسین جان

لب تشنه جان سپردند
خیلی غریب مردند

التماس دعا

برای کشته های  منا

یاران ،سبکباران، چه زیبا پر گرفتند


خوش در کف اخلاص جان و سر گرفتند


آنانکه تن را ،همره جان میکشاندند


با پای سر خود را به مسلخ میرساندند


با جان و دل، چون رو به قربانگاه کردند


خود را همه ،قربانیِ الله کردند


مَحرم شدند و مُحرم مقصود ماندند


در حالت سجده بر آن مسجود ماندند


حج را ، چه ابراهیمیان آوازه دادند


حجاج بیت الله، درسی تازه دادند


یاد شهيدان را دوباره زنده کردند


خود را فدای امتی رزمنده کردند


این جان سپردنها بما پیغامی آورد


امواجی از بیداری اسلامی آورد


شد مفتضح آل سعود، آماده باشید


تا رفتن قوم یهود، آماده باشید


جرثومه کفار اینک رفتنی شد


تابوی استکبار بی شک مردنی شد


هر جا که هر دولت درافتد با ولایت


ضرب المثل گردد در عالم، بی کفایت


مُشت ابوسفیانِ استکبار وا شد


آمال دُور مشرکین باد هوا شد


ما با بنی مروان و مرهب در ستیزیم


با دشمنان دین و مذهب در ستیزیم


ما بولهب های زمان را میشناسیم


شیطان پرستان جهان را میشناسیم


ما کاخهای شیشه ای را رَد گرفتیم


رَد سران مشرک و مرتد گرفتیم


امروز با دشمن ،مسلمان آشنا شد


سرتاسر جغرافیای دین، منا شد


امروز مسلخ از یمن، تا قلب شام است


از بیت مَقدَس ،تا دل بیت الحرام است


این فتنه ها پرورده قوم یهودند


بازیگر این فتنه ها آل سعودند


اهل بصیرت بعد از این آماده تر شد


این امت آزاده بس آزاده تر شد


نسلی که خود را با شهادت روبرو دید


راه شهید کربلا را پیش رو دید


ما کربلا را کعبه دل میشماریم


شش گوشه را چون قبله دل میشماریم


پشت سر رهبر، نماز آنجا گذاریم


پا در رکاب مهدی زهرا گذاریم


شاعر حاج محمود ژولیده


*******************
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنويسم


قلم به خون زده ام تا كه از منا بنويسم


به استخاره نشستم كه ابتداي غزل را


ز مانده ها بسرايم ؟ ز رفته ها بنويسم ؟


نه عمر نوح نه برگ درختهاي جهان هست


بگو كه داغ دلم را كي و كجا بنويسم ؟ .


مصيبت «عطش»و «ميهمان ‌كشي» و «ستم »را


سه مرثیه‌ست كه بايد جدا جدا بنويسم .


چگونه آمدنت را به جاي سر در خانه


به خط اشك به سردي سنگها بنويسم ؟


چگونگه قصه ي مهمان كشي سنگدلان را


به پاي قسمت و تقدير يا قضا بنويسم ؟


منا كه برف نمي آيد اين سپيدي مرگ است


چسان زمرگ رفيقان با صفا بنويسم ؟ .


خبر زتشنگي حاجيان رسيد و دلم گفت :


خوش است يك دو خطي هم ز کربلا بنويسم :


نمانده چاره به جز اينكه از برادر و خواهر


يكي به بند و يكي روي نيزه ها بنويسم .


نمانده چاره به جز گفتن از اسير سه ساله


چه را ز ناله ي زنجير و زخم پا بنويسم .


به روضه خوان محل گفته ام غروب بیا تا


تو از خرابه بخوانی...من از منا بنویسم ....

شاعر؟؟


*********************


در وقت صبح دل شدگان را ندا رسید


ره وا کنید زائر بیت خدا رسید


با عطر اشک پر شده خاک وطن ، کنون


پیغام وصل بعد فراق از منا رسید


ایران شده ست کعبه ی آزادگان ببین


در کوی عشق ، مروه رسید و صفا رسید


هر زائر رها شده از بند نفس خویش


پرپر زنان به خانه ی خود از هوا رسید


محرم که گشت دیده ی زمزم گریست ، او


زمزم گرفت تا که به آب بقا رسید


این زائر شکسته دل از خانه ی خدا


با پیکر ضعیف به دارالشفا رسید


با لطمه ها که دید ز کفر ستمگران


آخر رسید ، گرچه به رنج و بلا رسید


بر لاله های گشته خزان در منای عشق


حالا بسوز ، نوبت اشک و عزا رسید


از لاله های سرخ عطش دیده در منا


باید به داغ کشته ی کرب و بلا رسید


پیراهنی سیاه رسیده به دوش من


بر شانه های درد چه زیبا ردا رسید


با اقتدار رهبر خود را دعا کنم


بر او سخن ز عشق به اوج دعا رسید


وقتی ز نور "یاسر" دل خسته می سرود


از عرشیان بگوش دوباره صلا رسید

شاعرحاج محمود تاری «یاسر»

دلگویه مازندرانی برای کشته های منا

همه بدیمی صحرای مناره


بدیمی پشته پشته کشته هاره


بدیمی که چتی جان داهه حاجی


کومک خواس بیه غیر وآشناره


وینسّی زن ومرد وپیر وجوون


گتنه بهیرین دسّه اِماره


هیچکی دنی بیه که داد برسّه


هیچکسّه ناشتنه غیر از خداره


وشونه داغ مگر حل بونه برار


هر کی ره ویمّه ، ویمّه داغداره


حاجی بوردی مکّه چه نگرسّی


حاجی برو، وچه چشم انتظاره


خله گوم بینه وپیدا نهینه


خله های دله که بیقراره


خدا بکوشه این آل سعودّه


تا امه درد و غم بواشه چاره


کی بوته آل سعوده مسلمون؟


وهّابی های دین بی اعتباره


 موسلمونّه کشنّه روز روشن


خصوصاً شیعه ی آل عباره


موسلمون با موسلمون نکفنه


خدا بکوشه موسلمون نماره


اینا هسّنه از نسل ابو جهل


قبول ندارنّه پیغمبراره


سعودی صهیونیستاره اشنّه


جواب دننه ونگ آمریکاره


امین الحاجّنه؟! والله دراغه


خیانتهای وشون بیشماره


همه نسل معاویّونه بی شک


قرت بدانه همه شرم وحیاره


مثل شه جدّ وآبا بی حیانه


بکوشتنه پیغمبرِ کیجاره


بشکنّینه ونه کش وپلی ره


شلاّق بزونه ونه بازوهاره


ونه دیمّه کشیده بزوبینه


که ونه گوشِ لاله بیّه پاره


همون نسل ونوادونه سعودی


همه شونّه شه جدّآبای راره


امه حاجی ها مظلو م جان هدانه


دشمن وشونّه کِردبیه نظاره


 دعا کمّی شمه وسّه عزیزون


خدا اجر شهید هده شماره

94/7/5 بابل – محسن زاده

مرگ بر آل سعود وپادشاهی حجاز

عیدقربان را زبی تدبیریش آل سعود

بر عزا تبدیل کرد آن بدتر از قوم یهود

باعث جان دادن بیش ازهزار حاجی شده

امت اسلام را زین فاجعه محزون نمود

لعنت حق باد بر فرمانروایانی چنین

جایشان در قعر دوزخ باد یا رب ودود

حادثه نه،این جنایت هست بی تردید وشک

ای خدا رسوایشان فرمای،هرچه زودِ زود

موجب جان دادن حجاج بیت الله شد

آنکه خودرا خادم الحجاج کرده وانمود

مرگ بر آل سعود وپادشاهی حجاز

این جنایتکارها هستند همدست جهود

کرد ثابت برهمه ،نالایقند این دودمان

جر اثقالی که دربیت خدا آمد فرود

رنگ وبوئی از مسلمانی ندارد این رژیم

بی تعهد هست بر اسلام و باشد بی قیود

بارالها ریشه این خاندان را خشک کن

با عذاب مرئیت ای عالِم غیب وشهود

بارالها داد مظلومان بگیر از این رژیم

برروان کشتگان بفرست یا رحمان درود

 

بابل - محمد محسن زاده

راه به حجاج چرا بسته شد

باز عدو چهره خودرا گشود


چهره ای از آتش و همرنگ دود


هان نکند ساده به آن بنگریم


فتنه ی نو هست، به آن پی بریم


گر، زرها گشتن جر ثقیل


در حرم و خانه رب جلیل


موجب قتل دوسه صد حاج شد


باعث جان دادن حجاج شد


پنکه اگر ازدل سقف اوفتاد


زخم گران بر تن وپیکر نهاد


یا که اگر آتش کین بر فروخت


از شررش خیام حجاج سوخت


ساده مگیرید که این ساده نیست


پس علل وعلت این فتنه چیست؟


قصه ی این غصه ُبوَدناتمام


تا به منا پهن شد این فقره دام


راه به حجاج چرا بسته شد


حرکت قلب همه آهسته شد


سخت شده راه عبور ومرور


حفر نمودند در آن تنگه گور


فرعی آن راه که بگشوده شد


هجمه ی حجاج هم افزوده شد


براثر فشارها لاجرم


طی نشده راه به چندین قدم


که اوفتادند زیر دست وپا


زکشته تشکیل شده پشته ها


وای از این فاجعه ی غمفزا


که عید تبدیل شده بر عزا


فزونر از هزار تن کشته شد


مسیر از کشته پر از پشته شد


زبی لیاقتی شاه حجاز


کشته شدند اهل دین ونماز


بیشتر از هزار وسیصد نفر


فدا شدند در همان رهگذر


سوء مدیریت آل سعود


موجب جان دادن حجاج بود


بارخدایا تو بفریاد رس


از حرمت دور نما خار وخس


نسل ستمگران آل سعود


زریشه بر کن ای خدای ودود


به بازماندگانشان تسلیت


تسلیت وتحنیت وتعزیت


تسلیت از این غم وداغ گران


به محضر مهدی صاحب زمان


روان کشتگان همه شاد باد


عاقبتشان همه آباد باد

بابل- محسن زاده

امسال را ابلیس طرح دیگری ریخت

امسال مکّه رنگ وبوی دیگری داشت


از سالهای قبل حال بدتری داشت


امسال گویا طرح دیگرریخت ابلیس


مجری شده آل سعود از را ه تسلیس


از ابتدا جرّثقیل وبیت داور


در یازدۀ سپتامبر،! باید داشت باور؟


افزونتر از یکصد شهید این حادثه داشت


آیا که باید تلخی اش را سهل انگاشت؟


 بیت خدا با خون زائر گشت رنگین


لعنت به مسئولان وبر حکّام بی دین


آنها که مسئولند حجّ را پاس دارند


حجّاج را سرشار از احساس دارند


براحترام زائران کوشند هردم


تا زائران باشند الحق فارغ از غم


آل سعود این دغدغه هر گز ندارد


سر به سر حجاج مهمان می گذارند


امنیّتی قائل برای زائران نیست


تکلیف این جُرثومۀ افساد با کیست؟


بی حرمتی های فراوان گشت امسال


بی حرمتی درحق مهمان گشت امسال


از سقف پنکه شد رها و آنچنان کرد


مهمان نوازی با گروه زائران کرد


امسال را ابلیس طرح دیگری ریخت


پس نوکرانش را به اجرایش بر انگیخت


ابلیس خشم آلود، خشمش را بر افروخت


کز آتش خشمش دل اهل ولا سوخت


دیدیم ودیدند وشما دیدید آن روز


کوی منا یکپارچه گشته جگر سوز


با فتنۀ آل سعود بی تعّهد


آنها که دارند از خدا ودین تمرّد


با امر آنها در منا ره بسته گردید


در آن میان زائر غمین وخسته گردید


تا راه بر جمعیّت بسیار بستند


قلب اما عصر را کفّار خستند


حجّاج راه رفته را بر گشته بودند


با خیلی از زائر تلاقی کرده بودند


در این تلاقی هیچ میدانی چها شد


دشت منا یکباره همچون کربلا شد


در این تلاقی هجمۀ بی اختیاری


ابلیس را در نقشه اش بنمود یاری


افراد زیر دست وپا گم گشته بودند


بر روی هم انباشته چون پُشته بودند


مردند از این صدمه وگرمای بی حد


از آن فشار و تشنگی و ظلم بی حد


آل سعود این طرح را اجراء چو بنمود


 ابلیس خندان بود، از این طرح پر سود


امداد خواهیهای زائر بی اثر بود


آل سعود فتنه گر هم با خبر بود


بهر نجات زائران طرفی نبسته!!


تا رشتۀ جانهای زائر شد گسسته


آل سعود فتنه گر با بی خیالی


اجساد را در کامیونها کرد خالی


هرگز تلاشی بهر کم جانها نکردند


دیدند ولیک امداد بر آنها نکردند


کم جان وبی جانرا به کانتینر نهادند


اجساد، آنجا هم به روی هم فتادند


این فاجعه عمدی است، پیگیری است واجب


ایران اسلامی مارا هست صاحب


تا صاحب این مملکت مهدی زهراست


مارا کجا از فتنۀ کفّار پرواست؟


پیگیری رهبر ، تلاش دولت ما


با پشتکار بی امان ملّت ما


رسوا شود آل سعود بی لیاقت


نابود خواهد گشت بی شک زین حماقت


آل سعود فتنه گر خائن به دین است


مانند صهیونیسم خصم مسلمین است


ای محسنی هر لحظه فریادی رسا باش


پیوسته گریان بر شهیدان منا باش

94/7/6 بابل = محسن زاده

اشعارخدا حافظی باشهر مدینه

عمر سفر تموم شد             میروم از مدینه

غصه وداغ زهرا                مونده مرا به سینه

*********

در بارگاه لطفت خواندي مرا مدينه

ويرانه دلم را دادي صفا مدينه

*********

الا اي شهر پيغمبر مدينه

ز گلزار جنان برتر مدينه

**********

ز كويت رهسپارم     خداحافظ مدينه

دل بشكسته دارم    خداحافظ مدينه

*********

من آمدم و قبر تو را ديدم و رفتم

از روى ادب خاك تو بوسيدم و رفتم

ادامه نوشته

ای زحج بر گشتگان

 

ای زحج برگشتگان حج شما مقبول باد

حجّتان مقبول باد واجرتان معمول باد

ادامه نوشته

مناجات حاجی

ای خدا چند قیل  وقال کنم

حالتی ده که با تو حال کنم

ادامه نوشته

حج مهدوی

خوشا آنان که از حج باز گشتند

شده حاجی وسر افراز گشتند

ادامه نوشته

کعبه یعنی

کعبه یعنی خدای را دیدن

دست حق را به کعبه بو سیدن

ادامه نوشته

زیارت قبول

زحج آمدی ای منوّر زحج

همانند گل ای معطّر زحج

ادامه نوشته

حج شما مقبول

حاجی زسفر آمده ای حج تو مقبول

چون قرص قمر آمده ای حج تو مقبول

خوش آمده ای حاجی

(یا اگر چند نفر هستند گفته شود)

حجّ شما مقبول      حجّ شما مقبول

ادامه نوشته

برای از حج بر گشته

محفل ما بوی عطــر از مشک وعنبــر می وزد

بـــوی لبیک از مطــاف حــیّ داور مـی وزد

ادامه نوشته

برای حج رفتگان

ای از نسیم عشق منوّر خوش آمدی

مرهون لطف خالق داور خوش آمدی

ادامه نوشته

برای حج تمتع

در حرم جلوۀ دلدار  نمایان بینی

آنچه در  َوهم نگنجد  به یقین آن بینی

ادامه نوشته

برای حج رفتگان

هرکه زروی معرفت رود به خانه خدا

طواف بیت حق کند خدای را زند صدا

===========

در بارگاه لطفت خواندي مرا مدينه 

 ويرانه دلم را دادي صفا مدينه

ادامه نوشته