سروده اي وزين از شاعر ارزشمند جناب آقاي علي كفشگر
با آن دوات ناب که زمزم مرکبش
جبریل می نویسد از آن حسن مطلبش
جبریل می نویسد از اوصاف مرتضی
با آن زبان عرشی و خط معربش
وصفش برون ز حد گمان بشر نوشت
با دست چینی از کلمات مرتبش
آمیزه ای زنام خداوند نام او
محبوب ذوالجلال و مقام مقربش
نوشیده کائنات از آن ساغر علی
نهج البلاغه را و شراب لبالبش
او شاهکار خلقت و نازم به ناز او
افکنده است آسمان بادی به غبغبش
تیغش چنان بلیغ و زبانش چنان رسا
عالم به لرزه افتد اگر تر کند لبش
دست خدا و چشم خدا شرح لافتی ست
تا سر چگونه جنبد از او "عمر" و " مرحبش"
صد حیف کوچه کوچه مدینه ست و فاطمه ش
یا عصر روز واقعه تنهاست زینبش
مانده ست یک سوار . سواری که آشناست
تیغی به دست و پا به رکاب ست مرکبش
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۶/۲۸ ساعت 15:34 توسط محمد محسن زاده گنجی
|