من حُرم اما یاحسین، حر گرفتارم

شرمنده از پیغمبر و از آل اطهارم

با دست خالی آمدم اما تو را دارم

بی‌تو در این صحرا منم تنهاتر از تنها

ای یوسف زهرا    التوبه یا مولا 

****

اذنم بده تا خاک پای اکبرت گردم

برخیزم و دور علی‌اصغرت گردم 

با اشک خجلت ساقی آب‌آورت گردم

تو تشنه‌ای و دیدۀ من در غمت دریا

ای یوسف زهرا    التوبه یا مولا

**** 

اکنون که بخشیدی عطا کن اذن میدانم

تقدیم تو گردد در این صحرا سر و جانم 

این رحمت و عفو تو و این چشم گریانم

با یک نگاهت کن سرافرازم در این دنیا

ای یوسف زهرا    التوبه یا مولا

****

من در میسر کربلا راه تو را بستم

هم قلب زینب هم دل سکینه بشکستم

تا عرصۀ محشر خجل از مادرت هستم

دستم بگیر از مرحمت؛ افتاده‌ام از پا

ای یوسف زهرا   التوبه یا مولا

****

گرچه بدم گرچه ردم مولا! قبولم کن

لطفی کن و قربانی آل رسولم کن

خاک قدومِ دخت زهرای بتولم کن

از جرم من بگذر به اشک زینب کبری

ای یوسف زهرا      التوبه یا مولا

ای مظهر عفو خدا! قربان احساست!

خارم ولی بگرفته‌ام عطر از گل یاست

باید گناهم را ببخشایی به عباست

بر روی من از مرحمت باب کرم بگشا

ای یوسف زهرا      التوبه یا مولا

یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار

===============

فرزند زهرا! التوبه العفو التوبه العفو

مولا یامولا التوبه العفو التوبه العفو

یا حسین حر گنهکار تو هستم

سیدی! من قلب زینب را شکستم

مولا یامولا          اباعبدالله

****

این اشک چشمم، این آه سردم، این آه سردم

باز آمدم تا دورت بگردم، دورت بگردم

شرمنده از دخت زهرای بتولم

جان زهرا، مادرت بنما قبولم

مولا یامولا        اباعبدالله

**** 

تو بحر رحمت، من روسیاهم من روسیاهم

باشد به شانه، کوه گناهم، کوه گناهم

آمدم تا جان خود سازم فدایت

کن قبولم تا سرم افتد به پایت

مولا یامولا       اباعبدالله

****

من دیگر امروز حر حسینم، حر حسینم

اشکم روان است از هر دو عینم، از هر دو عینم

یابن‌زهرا! تشنۀ جام وصالم

کن کرم از مرحمت، اذن قتالم

مولا یامولا      اباعبدالله

**** 

باید بنالم از سوز سینه از سوز سینه

من زنده باشم گرید سکینه گرید سکینه

کاش آن‌دم که رو به سویت کرده بودم

جام آبی در حرم آورده بودم

مولا یامولا       اباعبدالله

یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار

=============

ای اهل کوفه حر زهرا و حسینم من

یار سرافراز امام عالمینم من

من حر زهرایم    حسین مولایم

****

حر گنهکارم ولی مولا قبولم کرد

فدایی اولاد زهرای بتولم کرد

من حر زهرایم       حسین مولایم

****

حر ریاحی، جان‌نثار سیدالناسم

در کربلا فدایی حضرت عباسم

من حر زهرایم     حسین مولایم

****

من بر امام عاشقان تا پای جان یارم

اذن شهادت از حسین‌بن‌علی دارم

من حر زهرایم     حسین مولایم

خجالت حریم آل‌الله آبم کرد

العطش سکینه در خیمه کبابم کرد

من حر زهرایم     حسین مولایم

****

عزیز فاطمه گرفته از کرم دستم

از کوثر ولایت حسین سرمستم

من حر زهرایم     حسین مولایم

****

فرزند فاطمه مرا سرباز خود خوانَد

دور سر علی‌اصغرش بگرداند

من حر زهرایم    حسین مولایم

یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار

==============

بیایید تا از خدا پر شویم

به ایثار و عشق و وفا حر شویم

بیایید با هم خدایی شویم

بکوشیم تا کربلایی شویم

بشوییم دل را به خون گلو

بگیریم از خون به رخ آبرو

بیایید تا حر زهرا شویم

تن غرقِ خون، نقش صحرا شویم

اگر سنگ بودم همه دُر شدم

از آن‌رو که خاک ره حر شدم

سلام خلایق چه جمع و چه فرد

سلام شهیدان بر آن رادمرد

مرا اوست شمع دل و نورعین

که یک لحظه گردید حرّ حسین

شگفتا که یک لحظه پر باز کرد

زخود تا خداوند، پرواز کرد

عرق از خجالت به رویش چو دُر

تهی از خود و از خداوند، پُر

سپر را گرفته به کف، پشت و رو

سرشک پشیمانی‌اش آبرو

دلش از غم تشنه‌کامان کباب

بر اطفال، از اشک آورده آب

ز خود رسته گشته سراپا حسین

همه عضوعضوش پر از یاحسین

به لب داشت آهسته این زمزمه

که عفوم کن ای یوسف فاطمه

جوابم مفرما؛ جوابم بده

گناهم ببخش و صوابم بده

به پهلوی بشکسته مادرت

تمام امیدم بود بر درت

اگر سنگ سختم تو دُرّم کنی

گرفتارم، از لطف، حُرّم کنی

کرم کن که خود را الهی کنم

ز عباس تو عذرخواهی کنم

 شه این لحظه را بود چشم‌انتظار

گرفتش به بر؛ کای شده یارِ یار!

مرا در جگر سوز و آه تو بود

همین لحظه چشمم به راه تو بود

نسیم ولایت به جانت وزید

تو حر حسینی نه حر یزید

تو پیش از ولادت ز ما بوده‌ای

چرا چندی از ما جدا بوده‌ای؟

بیا تا در این ره فدایت کنم

محال است کز خود جدایت کنم

اگر با دوصد کوه دِین آمدی

چه غم؟ در حضور حسین آمدی

نه تنها گناه تو بخشیده‌ام

که از جرم تو چشم پوشیده‌ام

از این پس چو عباس، یار منی

به دنیا و عقبی کنار منی

وجودت همه از حسین است پُر

تو حری تو حری تو حری تو حر

تو از پای‌تاسر خدایی شدی

تو در یاری ما فدایی شدی

برو تا بوَد لحظۀ آخرت

به دامان فرزند زهرا سرت

همین لحظه زهرا دعاگوی توست

نه «میثم» که عالم ثناگوی توست

یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار