یا علی اصغر ع
کوفیان! این طفل کوچک،آخرین یارمن است
مُهر طومار من است
هم ذبیح کوچک من، هم علمدار من است
مُهر طومار من است
گلفروشم،گلفروشم،گلفروشم،گلفروش
هستی خود را در این میدان گرفتم روی دوش
گرچه لب بسته بود، دریایی ازجوش و خروش
سینه ی تنگش پر از سوز دل زار من است
مُهر طومار من است
هم شده نقش زمین در علقمه آب آورم
هم دوتا گردیده با شمشیر فرق اکبرم
هم تلظی می کند مانند ماهی اصغرم
در تلظی های او آه شرربار من است
مُهر طومار من است
اهل کوفه! طفل بی تاب مرا تابش دهید
تا نمرده بر سر دستم شما آبش دهید
یک تسلا بردل بشکسته ی بابش دهید
آخر این ریحانه ی بی آبِ گلزار من است
مُهر طومار من است
گر مسلمانید این لب تشنه مهمان شماست
آیه ای از سوره ی یاسین قرآن شماست
روز محشر خون این کودک به دامان شماست
لحظه های آخر این آخرین یار من است
مُهر طومار من است
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۳ ساعت 11:55 توسط محمد محسن زاده گنجی
|