میلاد مسعود حضرت ثامن الحجج ع
دوباره مادر احمد پيامبر زاده
و يا که بنت اسد حيدري دگر زاده
و يا که فاطمه شبّير يا شبر زاده
يم وسيع ولايت مگر گهر زاده
ستاره ي فلک موسوي قمر زاده
که نجمه بر پسر فاطمه پسر زاده
نگاهدار ز هر چشم بد، خدايش باد
رضاست اين! پدر و مادرم فدايش باد
*****
دوباره زلف عروس سخن شکن شکن است
شب ولادت روح خرد به ملک تن است
وجود، غرق يم نور وجه ذوالمنن است
مه مبارک نجمه چراغ انجمن است
دهان چو درج و ثناي رضا در سخن است
رضا که نام، علي کنيه اش ابوالحسن است
زهي جمال خدا لا اله الا هو
سلام بر گل رخسار ضامن آهو
*****
سلام باد به نجمه درود بر قمرش
درود باد بر اين مادر و بر اين پسرش
فداي اين پسر و جد و مادر و پدرش
ستاره اي که بود آفتاب، خاک درش
زهي به عارض از آفتاب خوب ترش
گرفته همچو کتاب خدا پدر به برش
زبان گشوده و اوصاف او شماره کند
وضو گرفته که بر عارضش نظاره کند
*****
الا که آينه ي کبرياست اين مولود
بريد سجده که روي خداست اين مولود
تمام آينه ي مصطفاست اين مولود
حقيقت علي مرتضاست اين مولود
امام سلسله ي انبياست اين مولود
گل بهشت محمد رضاست اين مولود
به نجمه و به گل سرخ دامنش صلوات
به سيد رسل و پاره ي تنش صلوات
*****
وجود بسته به يک گوشه ي نظاره ي او
فراتر از عدد، اوصاف بي شماره ي او
وجود، غرق يم رحمت هماره ي او
کِشند شمس و قمر منت از ستاره ي او
صعود نور بر افلاک از مناره ي او
هزار معجزه پيدا به يک اشاره ي او
کسي به کشور بي مرز دل امير شود
که با اشاره ي او شير پرده شير شود
*****
موحد است و کسي نيست مثل و مانندش
خدايگان همگان دستبوش و پابندش
به چهره عارض ناديده ي خداوندش
هماره نور خدا مي دمد ز لبخندش
جواد و جود، کنار همند فرزندش
گدا و شاه به هنگام جود خورسندش
پناه شيعه سه جا در صف معاد است اين
رئوف آل محمد ابوالجواد است اين
*****
سپهر مجد و کرامت! قمر مبارک باد
کليم طور ولايت! شجر مبارک باد
شب اميد! نسيم سحر مبارک باد
بهشت آل محمد! ثمر مبارک باد
عروس فاطمه! نور بصر مبارک باد
امام موسي کاظم! پسر مبارک باد
ميان سينه و دست تو يک جهان جان است
ببوس صورت او را که کلّ قرآن است
*****
الا که قلب خراسان ما امام رضاست
بهار و باغ و گلستان ما امام رضاست
کمال مکتب ايمان ما امام رضاست
چراغ چشم و دل و جان ما امام رضاست
رئوف کل امامان ما امام رضاست
پناه کشور ايران ما امام رضاست
به زائر حرمش وعده داده و بايد
سه جا به ديدنش از لطف و مرحمت آيد
*****
مزار بضعه ي پاک پيمبر است اينجا
فرغ ديده ي زهراي اطهر است اينجا
بهشت قرب خداوند اکبر است اينجا
چه ازدهام عجيبي است محشر است اينجا
قسم به کعبه که از کعبه بهتر است اينجا
حريم زاده ي موسي بن جعفر است اينجا
به چشم زائر خود تا که محترم گردد
روا بود که حرم دور اين حرم گردد
*****
نواي دل، غزل ناب عاشقانه ي او
فرشته مرغ گرفتار دام و دانه ي او
دعاي محفل قدوسيان ترانه ي او
ستاده موسي عمران در آستانه ي او
مسيح محو صداي نقاره خانه ي او
کرم ترشحي از بحر بيکرانه ي او
اگر چه شهر خراسان ديار غربت اوست
شفاي چشم وطن از غبار تربت اوست
*****
الا رئوف تر از ما به ما امام رضا
غريب با همه کس آشنا امام رضا
ابوالحسن خلف مرتضي امام رضا
گدا و شاه ز جودت رضا امام رضا
رفيق زائر بي دست و پا امام رضا
نگاه ماست به دست تو يا امام رضا
تو کيستي به چنين عزت و جلال بگو
که همنشين گدايي و ضامن آهو
*****
کبوتر تو به مرغ بهشت ناز کند
به چار صحن تو هفت آسمان نماز کند
بهشت با حرمت روز و شب نياز کند
به شوق زائرت آغوش خويش باز کند
کرم به دامن تو دست خود دراز کند
مرا گدايي کوي تو سرفراز کند
مگر به لطف تو اي شهريار تا هستم
رسد به پاي سگ آستانه ات دستم
*****
اگر چه در حرمت دست خالي آمده ام
ولي به درگه مولي الموالي آمده ام
ستاره ريخته قامت هلالي آمده ام
به کوي وصل تو از خردسالي آمده ام
در آستان تو با خسته حالي آمده ام
ولي به بارگه ذوالجلالي آمده ام
تو که پناه به کويت دهي دو عالم را
قبول کن به غلامي خويش «ميثم»