تو اگر نظر نمائی همه جا شود گلستان

چه به شوره زار وصحرا چه کویرو چه بیابان

تو به سنگ بی بها هم  نظری اگر نمائی

 به خدا قسم که آنهم شود همچو لعل رخشان

دل من چو سنگ سخت و نظر تو کیمیائی

نگهی به قلب سنگم بنما زراه احسان

دل سخت من شود نرم زنگاه مهربانت

که الی الابد بماند به طریق اهل ایمان

منم آن گدا که هر گز زتو دست بر ندارم

زگدای عاصی خود زکرم  تو رو مگردان

من اگر بدم رضا جان تو که خوب و مهربانی

تو رئوف اهلبیتی که عطا کنی فراوان

تو به دشمنان خود هم نظر گذشت داری

من بی نوا که هستم زشمار دوستداران

به شفاعت ودعایت همه دم امیدوارم

که دعا کنی برایم به بر خدای منان

تو اگر کنی شفاعت به خدا خدا پذیرد

کمک از خدا رسد بر من بی نوای نادان       

  چو رضایت خدا را تو طلب کنی برایم

به دعای خیر تو من  به نوا رسم رضا جان

تو اگر تصدقی بر من مستمند بخشی

به تصدق تو گرد همه مشکلات آسان

به خدا که دوست دارم همه عمر بنده باشم

چو غلام حلقه در گوش همه دم مطیع فرمان

تو رئوف آل عصمت  تو کریم اهلبیتی

بنواز محســــنی را به نوازش کریمان