انجمن مداحان شهرستان بابل
اشعار،مدح،نوحه،سرود،مطالب مذهبی،اسناد روضه ها،آموزش آواها،مقتل خوانی،توزیع اشعار مورد نیاز مداحان 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
طراح قالب
     نوکری خوب است امّا بهراولاد علی        هرکه اینجا نوکری بنمایدآقامی شود



صاحب تصویر یک فرزانه دلسوز بود                      سیره ورفتار او پیوسته پند آموز بود

بود علمش در تمام عمر توأم با عمل                         خلق می گویند الحق گنج گنج افروز بود

http://s5.picofile.com/file/8121159000/12345.jpg

    مرحوم حجة الاسلام  حاج شیخ علیرضا محسن زاده والد ارزشمنداین کمترین
  پدر ، روحت شاد
وباارواح  ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام  محشور باد .آمین

هر کس که یا حسین گفت آیا شود حسینی؟!!

باید که با حسین بود مادام عمر خودرا

برای دریافت اشعار بر روی لینگهای زیر کلیک کنید

امام حسین(ع)-شهادت (384)

امام حسین(ع)-قتلگاه (103)

امام حسین(ع)-وداع (36)

امام حسین(ع)-مناجات (563)

عصر عاشورا (32)

شام غریبان (29)

دفن شهدای کربلا (4)

بازار نرم افزار موبایل دعبل

آشنائی باخدمات بیمه تکمیلی بنیاد دعبل

بنیاد دعبل خزاعی اولین و تنها موسسه رسمی ارائه دهند خدمات رفاهی به ذاکران و ستایشگران اهل بیت(ع) در کشور است که بیمه کردن و ارائه ...


ترجمه مقتل لهوف( همین جا را کلیک کنید)

 

برای دانلود نرم افزار (نخل میثم ) جهت گوشی های آندروید لطفاً برروی  عکس زیر کلیک کنید

   نسخه جاوا:   دانلود   


  نسخه آندروید:   دانلود          فرمت حهانیepub:   دانلود

برای دسترسی به سایت بنیاد دعبل خزاعی 

 

 اینجارا کلیک کنید



 السلام علیک یا اباعبدالله

برای دسترسی آسان تر و مشاهده  اشعار محرم بر روی عکس های زیر کلیک نمایید

 

  

   

 


جهت دسترسی آسان تر به اشعار محرم از طریق لینک های زیر نیز میتوانیداقدام نمایید:


        

      

      

      

      

ضمناً عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      


انجمن مداحان بابل wwwmohseni87.blogfa.com

افتخار ما خدمت به جامعه ستایشگران اهل بیت (ع) است

لطفاًبا نظرات و انتقادات خود ما را در بهبود این پایگاه فرهنگی یاری نمائید

[ شنبه 1393/02/20 ] [ 11:43 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

همه جُورِه جِوُونِ قابِل هَسِّی

فِکر نَکِنَّه؛ خِدارِه غافِل هَسِّی

اِین پَنجِی جِه اِتِی بَهِی شِلُ و پِل

مَلِک بِمُو هِنِیشتَه تِه مُقابِل

اَمرُوزَه که تِه روزِ سَر نِوِشتَه

ُاونچِه عَمَل ها کِردِی بَنَوِیشتَه

مِرِه گِمُونَه رُوزِ عَرَصاتَه

رُوزِ جَمع هاکِردِنِه تِه بِساطَه

تِه کار همه از روی غفلت هسَّه

راهی که شُونی راهِ ذِلّت هَسَّه

خِدا آدِمّه عقل و هوش هدائه

وِرِه زِبُون وچِشُ و گوش هدائه

اُون که بنده بوئه خداره دارنه

هم شه نماز هم شه دعاره دارنه

کاری به کارِ دیگرون ندارنه

حق  راه بُوره ؛دل  نِگِرُون ندارنه

هَمتِی خوانی ترک صلات دِواشی؟

پِلِ صراط نِخوانِی رَد بِواشی؟

قیافه ی حق به جانب بَهِیتِی؟

 دَس به دامنِ اَجانِب بَهِیتِی؟

باد کُنَکِ واری چِه باد بکِردِی

هَنتا دُرسِ خدارِه یاد بَکِردی

خِرنِی نُنونِ خِدا بَد مَسِّی کِندِی

تِرِه ننگ بَیرِه بُت پَرِستِی کِندِی

اُون همه حِرص بَزُوئی وُ بِتاختِی

سَر آخَرِی شِه عُمرِه مِفت بِباختِی

این چه کاری بِیِه تِه راه بِدائِی

دَسّی دَسّی شِه خِدِّه چاه بِدائِی

اَتّا عاقْبَتْ بِه خَیرِی شِسِّه نِشْتِی!

آرزُو کِنْْدِی؛ طالبِ بِهِشْتِی؟!

مَأمُورِ جا تِه اَنْدِه کَلْ کَلْ نَکِنْ

جواب خوانه ته جا معطّل نکن

دیگه بمُونِسِّی کِتِی وَر بُورِی

راهِ فراری دَنِیِه دَرْ بُورِی

هرچه بَرِشْتِی که تِباه بَهِیِه

ته کارنامه دیگه سیاه بهیه

هِچِّی باقی نَمُوِنِسِّه تِه وِسِّه

رو سیاهی بَمُونِسِّه تِه وِسِّه

اَمْروزه که وِنِه حساب پس هادی

خَلِه بَد بُونه تِه وِسِّه لَسْ هادی

ته رِه بد کارْبَکِتِه نَدُونِسِّی؟

مِنم مِنِم زُوئی؛ چه بَمُونِسِّی؟

فکر نکِردی ته اعمال همه زشته

مثقالی آبرو ته وسِّه نِشْتِه

این هَسَّه نتیجِهِ بی نمازی

 بِروُ قبله هِرِسْ خِدِّه نِبازی

اَندِه بَخْتِهْ رُو هاکنی خِدارِه

به بخشه ته همه جُرمُ وگِنارِه

به جُز راهِ خدا راهی ندارنی

دنیا وآخِرت جائی ندارنی

تِرِه منعُ ودِلالت کِمبه ستّار

مبادا این چنین بَوِّی گرِفتار

12/2/93

شاعر:ستّار خلیلی پیتکا

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: 92=اشعار پندیات، 132= اشعار مازندراني( دلگويه هاي محلي)
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, دلگویه محلی مازندرانی, پندیات, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ چهارشنبه 1393/08/28 ] [ 12:19 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

دلگویه مجلس یزید

**************

ای خِدا مِن کِجِه وُ مجلس این نامحرمُون

من وزین ُ العابدین وُ اینهمه زن وُ وَ چُون

اِما همه تارِه دَوِسَّنه با اَتّا رَسَن

طشتِ دِلِه شِه بِرارِ َسرَّه دارمَه وِیمَّه من

ای خدا مه دادبَرِس     ننه دیگر مه نفس2

اَمِه وِسّه مَگِر پیغمبر نکرده سفارش

پس اَمه سر چه شنّینه سنگ وچو مثل وارش

من کجه , شام کجه, این مَردِمُ و این رِسوائی

توئی شاهدکه چتی زینب بَیّه تماشائی

ای خدا مه دادبَرِس     ننه دیگر مه نفس2

اِ ماره چرخ هدانه تمومِ بازارای شام

دیگر ای خدا مه صبر دارنه بونه اینجه تمام

اَمِه لباس پاره پاره دشمنون کِف کِنَّنه

مرد و زن پیر وجون خنده خشحالی کِنَّنه

ای خدا مه دادبَرِس   نِنِه دیگر مه نفس2

اَمِه دَس دَوِسَّه اِماره بَهِی تِنَه مِیوُن

تو خبر دارنی که مه دل دَرِه کِلّاک زنّه خون

ای خدا ویمّه که مه برار سر طشتِ دِ لِه

مه رقیّه  جان وِرِه وِینَّه مِه جا کنَّه گِلِه

ای خدا مه دادبَرِس   نِنِه دیگر مه نفس2

داشته شه دردِ دلاره گِته   زهرای کیجا

مجلس یزیدِ دِله شه  جانِ خدای جا

قرآنِ صدارَه بِشتُوس بِیِه از طشتِ طلا

ونه غم بهیته دل ره هدا اون صدا جلا

ای خدا مه دادبَرِس   نِنِه دیگر مه نفس2

وقتی قرآن صدا در بیمو از اون شهید

دماسیّه خیزرانی چُورِه از کینه یزید

چُو رِه بالا وَردُ و اِیاردِه پائین لَبّه زُوئه

دندونای بشکنّی و نامرتّبه زُوئه

ای خدا مه دادبَرِس   نِنِه دیگر مه نفس2

زینب اونجه بسوته ناله ای غمناک بزوئه

دس بشته چادر بن شه پیرهنه چاک بزوئه

رو هکرده به یزید بُوته چه نکنّی  حیا

بوین چتی دَرِه اِشَنَه این سه ساله کیجا

ای خدا مه دادبَرِس   نِنِه دیگر مه نفس2

 


موضوعات مرتبط: 65=حضرت زینب س مصائب ورحلت
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, دلگویه محلی مازندرانی, حضرت زینب و مجلس یزید, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ سه شنبه 1393/08/27 ] [ 11:21 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

ای سر دور از بدن قرآن بخوان قرآن بخوان

قاری قرآن من قرآن بخوان قرآن بخوان

زیر چوب خیزران تسبیح‌گو تهلیل‌گو

لعل لب بر هم بزن قرآن بخوان قرآن بخوان

صوت قرآن تو آبم کرد لب بگشا و باز

شعله بر جانم فکن قرآن بخوان قرآن بخوان

ای مسیحای کتاب‌الله ای شیرین دهن

جان برافشان ازدهن قرآن بخوان قرآن بخوان

من گلاب‌افشانم از چشم و تو گوهر از دهن

ای به زینب هم‌سخن قرآن بخوان قرآن بخوان

چوب هم گر می‌زنندت بر دهان لب باز کن

باز هم در انجمن قرآن بخوان قرآن بخوان

مجتبی می‌خواند قرآن از همه می‌برد دل

یا اخا مثل حسن قرآن بخوان قرآن بخوان

با تن بی‌سر مرا خواندی کنار قتلگاه

با سر دور از بدن قرآن بخوان قرآن بخوان

تا بگیرد «میثم» از لعل لبت مضمون نو

ای ولیِّ ذوالمنن قرآن بخوان قرآن بخوان

************************


موضوعات مرتبط: 23= حضرت امام حسین ع مصائب وشهادت، 65=حضرت زینب س مصائب ورحلت
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اسارت اهلبیت ع, مصائب شام, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1393/08/22 ] [ 17:47 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

چهارده شعر باردیف زیب است
1
زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است
ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است
حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
تا روز حشر، موی پریشان زینب است
گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است
هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
بر او کرم کنید که مهمان زینب است
سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است
آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است
بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
هر روز صبح، شام غریبان زینب است
وقتی که گفت بـا سپه کوفـه "اُسکُتوا"
دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است
وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
دیدم حسین، دست به دامان زینب است
یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
بر نیزه آفتاب درخشان زینب است
مه بـر فراز چرخ چراغ خرابـه‌ها
خورشید نوک نیزه ثناخوان زینب است
روز جزا بـهانـۀ مـا از بـرای عـفو
خون حسین و دیدۀ گریان زینب است
تـا آفتاب بـذل کند نـور خویش را
"میثم" همیشه بندۀ احسان زینب است
سازگار
*****
2
روی حسین، مهر دل‌آرای زینب است
مـوی حسین، لیلۀ اسـرای زینب است
زیباتریــن مطـاع بــه بـازار روز حشر
در نـزد اهـل‌بیت، تـولای زینب است
دارالزیــاره و حــرم قـدس کبریاست
هر سینه‌ای که طور تجلای زینب است
هر لحظه‌ای که بگذرد از گردش زمان
در چشم ما قیامت کبرای زینب است
فریـاد خــون پـاک شهیـدان کـربلا
تا روز حشر، خطبۀ غرای زینب است
مکتب نرفتــه عالمــۀ عالــم وجـود
ایثار و صبر، درس الفبای زینب است
دوزخ تنـم بسـوزد اگـر غیـر از ایـن بوَد
نـقش بهشت، جای کف پای زینب است
مگـذار تـا بـه خاک فتـد اشـک دیده‌ات
این اشک نیست، گوهر دریای زینب است
نامـی کـه مـی‌برد همـه‌جا دل ز پنج‌تن
بـاور کنیـد، نــام دل‌آرای زینـب است
در روز حشــر، آینــۀ نـــور مــی‌شود
پرونده‌ای که پای وی امضای زینب است
گـر در خرابــه خُفـت، نکاهـد مقـام او
چون سینۀ رسولِ خدا جای زینب است
جبـرانِ جـای خــالی، زهرا کنـد علی
او را نظاره تا که به سیمای زینب است
بگشـوده دست، بهـر قنـوت نمـاز شب
نام حسین بـر روی لب‌های زینب است
خــون حسیــن یافــت بقـا از خطابـه‌اش
دیــن سرفــرازِ همـت والای زینـب است
سیــل بــلا جمیــل بــوَد در نگــاه او
دریای خون، بهشت تماشای زینب است
شب‌های بی‌حسین که ذکرش بوَد حسین
شب‌هـای قـدر و لیلۀ احیـای زینب است
رأس حسین: طــور تجـلا بـه نــوک نی
بــازار کوفـه: سینـۀ سینـای زینب است
افتاده‌انــد زنـگ شترهــا هــم از صـدا
ایــن معجــز اشاره و ایمای زینب است
بالله بقــا دهنــدۀ قـرآن و اهــل‌بیت
خون حسین و منطقِ گویای زینب است
یک بوسه مثـل بوسۀ پرمهـر فاطمه
بــر حنجــر بریـده، تمنـای زینب است
چــون جــای تازیانــه بــر انــدام مــادرش
آثــار کعــب نیــزه بــه اعضـای زینب است
وقتــی کنــار طشـت طــلا ایستــاده است
چشـم حسیـن بــر قــد و بالای زینب است
دشنام و خنده و کف و خاشاک و خاک و سنگ
در شــام و کوفــه بهــر تســلای زینب است
"میثـم" بــرای دخــت علــی اشک چشم تو
دُرّی گــران بــوَد کــه ز دریـای زینب است
 
سازگار
*****
3
آن که نامش کرده عالم را مسخر زینب است
آن که وصفش می رباید هوش از سر زینب است
آن که داغ شش برادر را به خود هموار کرد
تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است
مادرش استاد دانشگاه  شرم است وحیا
فارغ التحصیل دانشگاه مادر زینب است
گر علی بن ابی طالب بود الگوی صبر
آن که صبرش با علی گردد برابر زینب است
هست از درهای جنت یک درش باب الحسین
فاش می گویم کلید قفل آن در زینب است
گفت پیغمبر حسینم هست کشتی نجات
بادبان و محور و سکان و لنگر زینب است
آسمان غیرت و مردانگی و صبر را
ماه عباس و حسین خورشید واختر زینب است
ژولیده
روحش شاد
*****
4
بعد زهرا بهترین زن بین زن ها زینب است
لاف نَبود گر بگویم عین زهرا زینب است
گر بپرسی کیست استاد دبیرستان عشق
خیل شاگردان همه گویند تنها زینب است
گر بسنجی در ترازوی عمل معیار صبر
صبر گوید قهرمان صبر دنیا زینب است
گر مقام او بود از جمع معصومین جدا
آن که ازهرمعصیت باشد مبرّا زینب است
در ریاضی گر حساب جمع از مِنها جداست
آن که از جمع شفاعت نیست مِنها زینب است
آن که با تیغ زبان، کار دو صد شمشیر کرد
کوه صبر و استقامت روح تقوا زینب است
آن که با ایراد نطقی کرد مانند علی
زاده مرجانه را محکوم و رسوا زینب است
آن که بهر ما جهاد فی سبیل الله را
با اسارت می کند تفسیر و معنا زینب است
با شهامت چون اسارت گشت توأم، عقل گفت
آن که در دنیا نظیرش نیست پیدا زینب است
شد رقم پرونده اسلام با خون حسین
آن که با خون سر خود کرد امضاء زینب است
شاعر ژولیده می گوید به آواز جلی
بین زن ها بهترین زن بعد زهرا زینب است
ژولیده
روحش شاد
*****
5
آنکه از وصفش زبان گردیده الکن زینب است
آنکه نطقم در مدیحش گشته کودن زینب است
آنکه بعد از نهضت سرخ حسین بن علی
پیکر دین خدا را بود جوشن زینب است
آنکه با ایراد نطق آتشین خویشتن
مشعل دین خدا را کرده روشن زینب است
آنکه با تیغ زبان، کار دو صد شمشیر کرد
 تا که گردد از خطر، اسلام، ایمن زینب است
آنچنان جنگید با دشمن که از آن ابتکار
 دشمنش از پرده دل گفت احسن زینب است
آنکه با فکر بلند خویش کرد از بزُن خراب
 کاخ استبداد را بر فرق دشمن زینب است
لاف نَبود گر بگویم بعد زهرای بتول
 در جهان آفرینش بهترین زن زینب است
ژولیده
روحش شاد
*****
6
غرق گل شد کربلا، چون رهگذار زینب است
یا که خونین مقتل یار و تبار زینب است
قامت موزون اکبر، سرو ناز کربلاست
چشمۀ این باغ، چشم اشک بار زینب است
گلبن قاسم دهد بر این گلستان خرمی
یادگار مجتبی، در روزگار زینب است
لالۀ عطشان این گلشن، علی اصغر بود
شاهد این گفته، قلب داغدار زینب است
در کنار علقمه، سروی مگر آتش گرفت
یا سراپا غرقه در خون، جان نثار زینب است؟
این گلستانی که پامال سم اسبان شده
جسم و جان احمد و، دار و ندار زینب است
با چنین طوفان گلریزی، چه گل هایی شکفت
کس نمی‌داند، خزان یا نوبهار زینب است
تا بیاموزد رقیه، راه و رسم زینبی
در تمام صحنه ها، او هم کنار زینب است
گلشن آل خلیل از آتش بیداد سوخت
عقل در حیرت ازین صبر و قرار زینب است
از اسارت در ره آزادی او را ننگ نیست
بلکه فرمان بردن از کفار، عار زینب است
خطبه خوانَد چون علی، با آن حیای فاطمی
یاد بود مَشیِ پیغمبر، وقار زینب است
نطق کردن در خیابان، بین آن غوغا گران
با وجود حضرت سجاد، کار زینب است
کوفه شد غرق سکوت آنگه که فرمود «اسکتوا»
رشتۀ جان ها مگر در اختیار زینب است؟
یاد بود احتجاج و نطق زهرا تازه شد
رنگ قرآن، در کلام زرنگار زینب است
حفظ جان حضرت سجاد، از تیغ عدو
جلوه ای از روح زهرا، شاهکار زینب است
روز عاشورا که شد روشنگر جان بشر
سایۀ غم های آن، از شام تار زینب است
گشت ظالم عاقبت از تخت عزت سرنگون
فتح مظلومان، ز یمن اقتدار زینب است
این علم های سیاه و، این همه افغان و آه
پرچم فتح و،سرود افتخار زینب است
وقف باغ کربلا کن چشمۀ اشکت (حسان)
چون که این سان وقف کردن، یادگار زینب است
حسان
*****
7
قهرمان عرصه ی صبر و تحمل زینب است
هم چو زهرا جلوه ی روح توکل زینب است
میوه ی قلب محمد در سرا بستان وحی
گلشن آل عبا را شاخه ی گل زینب است
بهره مند از ذوالفقار خطبه های آتشین
چون علی با دشمن دین درتقابل زینب است
عصمت آیینی که در دامان زهرای بتول
با حیا آموخت تدبیر و تامل زینب است
زبده بانویی که بر شخصیت زن اوج داد
همره تبیین ابعاد تکامل زینب است
حکمت آموزی که در ظلمات دوران یزید
رهنمایی کرد با نور توسل زینب است
در قیام جاودان کربلا بعد از حسین
جانشین لایق فرمانده ی کل زینب است
«خوش عمل»فرزانه بانویی که ارکان ستم
یافت از تیغ کلام او تزلزل زینب است
عباس خوش عمل
 *****
8
ساكنان نُه فلك حیران ز كار زینب است
در سما فوج ملائك با شعار زینب است
ای سلیمان از چه مینازی به جاه و حشمتت
صد هزاران چون سلیمان ریزه خوار زینب است
نهضت سرخ حسینی پایدار از نام اوست
سكۀ صبر و متانت با عیار زینب است
عزت دخت علی بین، همت زینب نگر
سیّد سجاد در هر جا كنار زینب است
داد قربانی دو كودك در منای كربلا
احسن احسن فاطمه آموزگار زینب است
زن بدین لحن و بلاغت زن بدان شرم و حیا
فتح شام و كوفه هر دو شاهكار زینب است
لحظه ای در شام بر غاصبگران فرصت نداد
انهدام كاخ ظلم از اقتدار زینب است
زن بدان عزم و صلابت زن بدان قلب قوی
بر ستمكاران شدن تسلیم عار زینب است
گرچه دور افتاده از قبر برادر قبر او
در عوض روح حسین شمع مزار زینب است
كربلا خواهی اگر از زینب كبری بگیر
چون كلید كربلا در اختیار زینب است
نوحه خوانی گر كنی (خوشزاد) تقوی پیشه كن
نوحه خوانی در حقیقت یادگار زینب است
خوشزاد
*****
9
صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است
احترام عشق هم از احترام زینب است
شهر بی میخانه و ساقی نباشد شهر عشق
نئشگان عشق را مستی ز جام زینب است
فرش را تا عرش پیمودن نه کار هر کسی است
این مسافت هر چه باشد زیر گام زینب است
کیست زینب علم اول علم آخر پیش اوست
متن عاشورا مدون با پیام زینب است
کیست زینب در صواب شاهدان حق شریک
ثبت در اسناد عاشورا سهام زینب است
عشق یعنی سرفرازی سر شکستن پیش یار
شیوهٔ از سر گذشتن در مرام زینب است
دست هایش بسته سر بشکسته می غرد چو شیر
وحشت حکام جور از انتقام زینب است
بغض زینب در گلو یعنی مهیب انفجار
انفجار نسل ها با اهتمام زینب است
می زند فریاد، فریادی که حیدر گونه است
ازدحام اهل کوفه از کلام زینب است
داوری بنگر که در بی دادگاه شهر شام
با حسین همدست گشتن اتهام زینب است
مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت
این حسین فرمانده عالم امام زینب است
گر چه جایز نیست از بهر زنان امر جهاد
چادر و پوشش نمادی از قیام زینب است
افتخار «سید خوش زاد» می دانی ز چیست؟
افتخار او همین بس که غلام زینب است
گر چه بین بانوان زهرا مقام اول است
بعد زهرا رتبه برتر مقام زینب است
خوش زاد
*****
10
ماه گردون شرمسار از روی ماه زینب است
هر دلی که شد حسینی در پناه زینب است
مرقد او را مپرس از اهل شام و اهل مصر
سینه ایرانیان آرامگاه زینب است
*
می رود و فوج غم همسفر زینب است
 راس حسینش به نی، راهبر زینب است
خسته رود کو به کو، آینه در پیش رو
منظره کربلا در نظر زینب است
گر دم زینب نبود، جلوه به مکتب نبود
 هستی اسلامیان زیر سر زینب است
وا به سخن کرد لب، گفت عدو وا عجب
 این خود زینب بُود یا پدر زینب است
خطبه آن مستطاب، کرد عدو را مجاب
 کاخ ستم شد خراب، این هنر زینب است
وای از این امتحان، غصه بُود بی کران
 پر ز تماشاگران، دور و بر زینب است
نظم رئوس عالی است، جای یکی خالی است
شمس و قمر بی خبر، از قمر زینب است
این همه سر بر جدار، پس سر سقا کجاست
در سپرش می برند، او سپر زینب است
کلامی
*****
11
ماجرای کربلا شرح بلای زینب است
 عصر عاشورا شروع کربلای زینب است
شرح صدرش در نمی آید به فهم اهل دل
 صبر زینب آیت صبر خدای زینب است
رو «اَلم نَشرَح لَک صَدرَک» بخوان کاین آیه را
عشق گفتا بعد پیغمبر، ثنای زینب است
باغبان گلشن سرخ ولایت، اشک اوست
حافظ خون شهیدان گریه های زینب است
پرچم سرخی که عاشورا به خاک و خون فتاد
بر سرپا باز با صبر و رضای زینب است
کوفه و روز اسیری دیدن زینب، دریغ!
چون در و دیوار کوفه، آشنای زینب است
بهر اثبات ولایت رفت باید هر کجا
ورنه کاخ ظلم و بزم می ، چه جای زینب است؟
نی همین در شام و کوفه، بلکه اندر کوی عشق
هر کجا پا می گذاری جای پای زینب است
کودکی ز آن کاروان افتاد از محمل به خاک
شب کنار بسترش، زهرا به جای زینب است
خطبه ی او افتخار ملت اسلام شد
بانگ «اَلااسلام یَعلوا» ، در ندای زینب است
پرچمش سرهای هفتاد و دو تن بر نیزه هاست
ای دریغا در کف دشمن لوای زینب است
چون توانایی به ترک جان نبودش سر شکست
قتلگاه کوچک محمل، منای زینب است
ای «مؤید»! ما کجا و مدح آن َرم آفرین؟
آل عصمت را سخن، در اعتلای زینب است
سیدرضا موید
*****
12
آن که با عشق حسینی گشته همدم زینب است
آن که بر سّر شهادت بوده مَحرم زینب است
آن که شور افکنده با شور حسینی بر جهان
از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است
آن که نامش زین اَب خوانده رسول کردگار
چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است
آن که بر خوانَد حدیث اُمّ ایمن بر امام
من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است
آن که کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب
کَند و افکند از پی و بن ریخت بر هم زینب است
دامن شیر خدا بین، شیر زن می پرورد
در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است
آن که اندر مجلس گردن کشان قد کرد عَلم
چون حسین بر دشمنان یک دم نشد خم زینب است
با برادر درد دل می كرد این سان تا سحر
آن كه ریزد از فراقت اشك ماتم زینب است
وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا
خود ببین چون حامی ناموس عالم زینب است
ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است
پرچمت گر سرنگون شد من نگه می دارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است
منزوی هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
منزوی
روحش شاد
*****
13
زینت آغوش زهرا دخت حیدر زینب است
گوشوار عرش را فرخنده خواهر زینب است
عصمت و شرم و حیا و صبر و تسکین و وقار
این همه اوصاف، اَلْحق جلوه‏گر در زینب است
هر زنی را در جهان فخر است از شوهر بلی
لیک این‏جا فخر عبداللّه‏ جعفر زینب است
آن‏که گفت از جان بلی بهر بلای کربلا
از پی ترویج دین تا شام محشر زینب است
آن‏که از روز ازل کردی اسیری را قبول
از پی اثبات دین آن نیک‏اختر زینت است
آن‏که از جور و جفای مشرکین یک‏روز دید
داغ نو داماد و عباس دلاور زینب است
آن‏که چون در قتلگه بالین شاه دین نشست
خواست تا جانش رود بیرون ز پیکر زینب است
صغیر اصفهانی
روحش شاد
*****
14
آفتاب آسمان مجد و رحمت زینب است
حامی توحید و قرآن و ولایت زینب است
درّ دریاى فضیلت عنصر شرم و عفاف
قهرمان عرصه صبر و شهامت زینب است
در دمشق و کوفه با آن خطبه‌هاى آتشین
آنکه سوزانید بنیاد شقاوت زینب است
آن که زد بر ریشه بیداد و طغیان یزید
و آن که احیا کرد آیین عدالت زینب است
معدن ایمان و تصمیم و ثبات و اقتدار
مشعل انوار تابان هدایت زینب است
در قیام کربلا گردید همکار حسین
در ره شام بلا کوه جلالت زینب است
و آن که در امواج دریاى خروشان بـلا
امتحان‌ها داد بـا عزم و شجاعت زینب است
همچو باب و مام و جدّ خویش در روز جزا
آن که دارد از خدا اذن شفاعت زینب است
آیت الله صافی
*****

موضوعات مرتبط: 64=-حضرت زینب س مدح ومنقبت، 65=حضرت زینب س مصائب ورحلت
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, حضرت زینب س, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ چهارشنبه 1393/08/21 ] [ 11:10 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
     السلام علیکِ یا عقیلة العرب

 هرکی دلِ پاک خوانه ونه حسینی بِواشه

دشمنّه هلاک خوانه ونه حسینی بواشه

هر کسی خوانه که فرداروز بِواشه روسفید

هر کَسِ دل خوانه که تا بَوَرِه اجرِ شهید

ونه در خط حسین بن علی بهیره گوم

ونه در عمل حسینی  بوئه ؛نا اینکه ؛ با نوم

یا حسین وقتی گمّی ونه که با حسین بوئیم

سر تا پا ونه مرید شاه عالمین بوئیم

وقتی که یا لیتنی کُنّا معک گمبی همه

وقتی که زیارت عاشورا گوش دمبی همه

اون وقتی گمبی که ای کاش؛ دی بی بوئیم کربلا

تا شه جانّه هکرد بی بوئیم تسّه اونجه فدا

اگر اون روز دنی بیمی ونه الآن بدونیم

تا که ازهدفهای حسین  دنبال نمونیم

کل ارضٍ کربلاره چن دفه بشتوسّمی

کل یومٍ عاشورا ره خومّی و خونّسّمی

امروزِ روز وِنه که یار حسین بوئیم همه

عملاً در صحنه غمخوار حسین بوئیم همه

اِما ونه همه تا امرِ به معروف هکنیم

نَهیِه از منکر جا  دل هاره مألوف هکنیم

ونه که رواج هدیم تمومیه خوبی هاره

ونه که حذف هکنیم تمومیه بدی هاره

ونه با حسین بوئیم نمازّه بر پا هکنیم

با جماعت بخونّیم دلها ره شیدا هکنیم

اَمِه سَر فقط ونه خدای پیش خم بهووِه

اَتّا کاری هکنیم ظالم عمر کم بهووه

کاری که امام حسین هکرده اِما هکنیم

حرفِ حَقّه بزنیم  دشمن رسوا هکنیم

 همه تا ونه که غیرت حسینی ره داریم

 زن ومرد پیر و جوون خوی خمینی ره داریم

جز خدا هیچ کسه جا نوِنه بترسیم اِما

تا بتّونّیم به امام حسین هکنیم اقتدا

قیام امام حسین نی بیه بی حساب کتاب

مردِ وِسّه غیرت بیارده وزنسّه حجاب

درس کربلاره ونه یاد بهیریم همه تا

البلاءُ للولاره یاد بهیریم همه تا

یا ونه حسینی بوئیم جانّه هکنیم فدا

یا ونه زینبِ واری در بِیِه اَمه صدا

اَتّا جا؛ مارأیتُ الاّ جمیلا ره بَوِین

اَتّا جای دیگرَم یابن الطلقا ره بَویین

زینب واری ونه حرف بزوئن یاد بهیریم

ونه راه دکفیم و خدا جا امداد بهیریم

ونه خون شهداره حفظ هکنیم همه جا

 به دفاع از شهدا حاضر بواشیم جا به جا

سر وسینه بزوئن خواره ولی کافی نیه

ونه بدونّیم که امروز امه وظیفه چیه

 ونه بدونّیم ودشمنونِ فکره بخونّیم

سنگر ره خالی نهلّیم و مجهّز بمونّیم

آسّوک آسّوک دشمندون دارنّه اننه جلو

سنگرِ دله ناخس تا نشوئه ته آبرو

دشمنه هقّ سرِ لوهیر که بووه  پشیمون

 نداره اون قدرتی که  بزنه شبیخون

دشمنّه دق بده شه گفتار وشه کردارجا

کومکی اگر خوانی فقط بخواه شه یارِ جا

من وتوئه یار کیه غیر خدای مهربون

اِماره  نوِنه هیچ امید بوئه به دشمنون

زینب واری بواش شه سنگرره خالی نکن

اگر غم دره ته دل شه دشمنّه حالی نکن

این روزاره دونّی که زینب  اسیر کوفیه

امیرالمؤمنین کیجا چتی زندونیه

هیچ کجه زینبّه نوِینّی که آروم هنیشه

پیغومِ شهداره به گوش رسِنّه همیشه

دشمن خواسّه که خونِ حسینّه پامال هکنه

زینب ونه دواشه که دشمنّه لال هکنه

همه تا بشتوسّمی که چتی مجلس یزید

آبِ رو نشته یزیدسّه این  خواخرِ شهید

بشتوسّنی که یزیدّه چتی رسوا هکرده

ونه  مشته اون سرون سرون  پیش واهکرده

اَمه وظیفه هم این هسّه که زینبِ واری

با بصیرت بواشیم  هدیم همه ره بیداری

با بصیرت همه جا شه رهبرِ یار بهو.ویم

در کنار رهبری اسلامِ غمخوار بهوویم


موضوعات مرتبط: 132= اشعار مازندراني( دلگويه هاي محلي)
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, دلگویه زینی, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ پنجشنبه 1393/08/15 ] [ 12:17 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

خنده بر روی لبش مرد ستمکاری هست

آه انگار نه انگار عزاداری هست

آن طرف دامن طفل آتش سوزان دارد

این طرف در تب شعله تن بیماری هست

...و زنی باز سوی علقمه میکرد نگاه

که به پا خیزد اگر دست علمداری هست

همه دیدند که خون چشم دلش را پر کرد

از فرات سخنش ناله سرشاری هست :

مبریدم که در این دشت مرا کاری هست

گل اگر نیست ولی صفحه ی گلزاری هست

ساربانا مزنید این همه آواز رحیل

آخر این قافله را قافله سالاری هست

به امیدی شوم از کشته ی مظلوم جدا

که سوی کوفه مرا وعده ی دیداری هست

*********

چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت

تمام سوی دو چشمم پس از برادر رفت

 به جای آن همه تیری که بر تنت آمد

لباس کهنه و انگشتر مطهر رفت

صدای حرمله می آمد و نوای رباب

کنار نیزه طفلش زهوش مادر رفت

 حرم در آتش دختر نفس نفس میزد

نگاه ها پی غارت به سمت دختر رفت

*****************

گفتند از او بگذر و بگذار به ناچار

رفتم نه به دلخواه، به اجبار به ناچار...

در حلقه‌ای از اشک پریشان شده رفتم

آنگونه که انگشترت انگار به ناچار...

شهری همه خواب و به لبت آیه‌ای از کهف

تنها تو و یک قافله بیدار، به ناچار-

ماندیم جدا از تو و با اشک گذشتیم

از هلهله‌ی کوچه و بازار به ناچار

سوگند به لب‌های تو صد بار شکستم

هر بار به یک علت و هر بار به ناچار

تو نیستی و ماندن من بی تو محال است

هر چند به ناچار به ناچار به ناچار...

  ****************


برچسب‌ها: اشعار مذهبی, اسارت اهلبیت, انجمن مداحان بابل, محمد مجسن زاده
[ چهارشنبه 1393/08/14 ] [ 9:6 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

جامعه ایمانی مشعر

ردیف عنوان سرود متن  سبک




1  عاشورائیان (این انقلاب از برکت پیر خمین است)    




2  شهادت نامه (کاروان رفت و ما به جا ماندیم)    




3  در پناه آفتاب (مرا غرق شیدایی کن)    




4  پیرو راه شهدا (توی آسمون بی‌تو)    




5  دلتنگ ظهور (در شعله و شور عشق)    




6  عاشقان خمینی (پر از احساس)    




7  کبوتر کربلا (آی شهیدا یه عمره)    




8  شمیم سیب حرم (این خاکا)    




9  نسیم شلمچه (تو این دیار بی‌رنگی)    




10  مسافرای حرم (دل خستم جا مونده)    




11  یادگاری (نه شکیب و صبری)    




12  امام عاشورا (حضرت ثارالله)    




13  کوچ قافله‌ها (پر کشیدند سمت کرب و بلا)    




14  هیهات مناالذله (ای دریا دلای با صفا و آسمونی)    




15  راه نجات (اشکای روضه)    




16  یا لیتنا کنا معک (زائر کوی حسین)    




17  العجل یا حجت الله (سید و مولا حسین)    




18  عهد خون (دل نوای نینوا دارد)    




19  شیعه حیدر (بسم رب الارباب)    




20  سربند یا فاطمه (کرب و بلا)    










  ردیف عنوان سرود متن  سبک




  21  آمادۀ رزم (با اذن فرمانده)    




  22  جمعه‌های دلتنگی (دل من غرق نور خداست)    




  23  آماده‌ایم (ای مقتدای همه)    




  24  جاتون خالیه (به فدای شور شین شهدا)    




  25  با رهبر خوبان (حال دعا دارم)    




  26  بصیرت قرآنی (باز دوباره ذکر یا حسین)    




  27  انصار ولایت (کربلا، دلم دوباره بی‌قراره)    




  28  لبیک یا حسین (صاحب لوا)    




  29  بوی کربلا(بوی کربلا، داره روضه‌های ما)    




  30  یاسیدالشهدا (یا سیدالشهدا، غمم ناتمومه)    




  31  عشاق ثارالله (دست خالیمو)    




  32  بحرین مقاوم ( بار دیگر نور حق)    




  33  دلواپسیم (دلواپسیم، برا کاظمین و سامرا)    




  34  امیری حسین و نعم الامیر ( بازم بیرقات)    




  35  جام بلا (بازم این روضه‌ها)    




  36  شهدا ای نور راه ما    




  37  مردان بی‌ادعا (ای عشق بی‌پایانم)    




  38  یالثارت الحسین (منزل ما هیأت)    




  39  مصباح الهدی (مصباح الهدی ارباب)    




  40  غیرت علوی ( وقتی که ما شیعۀ فاتح خیبریم)    

[ یکشنبه 1393/08/11 ] [ 9:29 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


من زخودچیزی ندارم شاهدحرفم خداست

هرچه دارم از دعای والدینم هست وبس
==========
انجمن مداحان بابل افتخارداردکه همه
هفته روزهای شنبه(شبهای یکشنبه)
یکساعت بعدازاذان مغرب جلسات
عمومی برای مداحان گرانقدربرگزار
مینماید.منتظرمقدم میمنت اثرذاکران
ومداحان ارزشمندخاندان رسالت
خصوصا پیشکسوتان و پیرغلامان
هستیم تابا حضورسبزشمابزرگواران
جوانان و مداحان نو پا بیشتردلگرم
شده وموجبات تشویق آنهافراهم
گردد. برنامه های انجمن به شرح
زیر میباشد
آموزش آواها:: شعر :: مقتل ::
توزیع اشعار مورد نیاز مداحان و.....
آدرس :: بابل ::بازار چهارسوق ::
مسجد چهارده معصوم علیه السلام
================
ازعموم مهمانان وکاربران گرانقدر
انتظار داریم بانظرات سازنده شان
مارا ازمعایب کارهایمان آگاه فرموده
ورهین منت خودقراردهند
منتی نه زلطف بر سر من
بی نظر ردمشو. برادر من
نظرت کارسازخواهد بود
باش در کار خیر یاورمن

موضوعات وب
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب