انجمن مداحان شهرستان بابل
اشعار،مدح،نوحه،سرود،مطالب مذهبی،اسناد روضه ها،آموزش آواها،مقتل خوانی،توزیع اشعار مورد نیاز مداحان 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
طراح قالب
[ جمعه 1393/03/09 ] [ 12:33 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
 

صاحب تصویر یک فرزانه دلسوز بود                      سیره ورفتار او پیوسته پند آموز بود

بود علمش در تمام عمر توأم با عمل                         خلق می گویند الحق گنج گنج افروز بود

http://s5.picofile.com/file/8121159000/12345.jpg

    مرحوم حجة الاسلام  حاج شیخ علیرضا محسن زاده والد ارزشمنداین کمترین
  پدر ، روحت شاد
وباارواح  ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام  محشور باد .
آمین

 

[ شنبه 1393/02/20 ] [ 11:43 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

    نوکری  خوب است امّا بهر اولاد علی        هرکه اینجا نوکری بنماید آقا می شود 

ترجمه مقتل لهوف( همین جا را کلیک کنید)


اشعار وسرود های ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها اینجارا کلیک کنید

 

برای دانلود نرم افزار (نخل میثم ) جهت گوشی های آندروید لطفاً برروی  عکس زیر کلیک کنید

 

 

   نسخه جاوا:   دانلود
  نسخه آندروید:   دانلود
فرمت حهانیepub:   دانلود

برای دسترسی به سایت بنیاد دعبل خزاعی 

 

 اینجارا کلیک کنید

انجمن مداحان بابل wwwmohseni87.blogfa.com

افتخار ما خدمت به جامعه ستایشگران اهل بیت (ع) است

لطفاًبا نظرات و انتقادات خود ما را در بهبود این پایگاه فرهنگی یاری نمائید

 


موضوعات مرتبط: 93=اشعار متفرقه
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, محمد محسن زاده, انجمن مداحان بابل
[ چهارشنبه 1392/07/17 ] [ 9:25 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

بگذشت مه روزه ، عيد آمد و عيد آمد
بگذشت شب هجران، معشوق پديد آمد

آن صبح چو صادق شد، عذراي تو وامق شد
معشوق توعاشق شد، شيخ تو مريد آمد

شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کليد آمد

جان از تن آلوده، هم پاک به پاکي رفت
هرچند چو خورشيدي بر پاک و پليد آمد

از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نيز چو واقف شد، او نيز دويد آمد

بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد

باغ از دي نامحرم سه ماه نمي زد دم
بر بوي بهار تو، ازغيب رسيد آمد

****************************

صبح نشاط دم زد ، فیض سحر مبارک
عیش صبوح مستان ، بر یکدگر مبارک
عید گشاد ابرو ، بربست رخت روزه
این را حضر خجسته ، آن را سفر مبارک
تیغ هلال شوال ، باز از افق علم شد
ماه صیام بشکست ، فتح و ظفر مبارک
وقت سحر موذن ، آهنگ عیش برداشت
بر گوش روزه داران ، این خوش خبر مبارک
انجام خیر دارد ، فکر شراب و ساقی
بحث فقیه و زاهد ، بر خیر و شر مبارک
طبع حکیم و صوفی ، هر کس به طالعی زد
این راست نفع میمون ، آن را ضرر مبارک
****************

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد
ساقی از میمنت عید دهد باده صاف
جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد
مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد
صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد
فرصتی بود که این تیره ی دل صاف شود
نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد
آتشی بود که در سردی سوزان وجود
دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد
وای بر ما که از این جام نگیریم لبی
حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد
حالیا عید شد و رونق می افزون گشت
مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد
******************

خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.
*******************

باز عيد نو رسيده باز ماه روزه رفت

 واي بر كسي كه از امتحان روفوزه رفت

 اي روفوزه‌ها كنون امتحان ديگري است

 مي‌شود روفوزه باز هركسي كه روزه نيست

 ماه روزه ماه وحي، ماه آسمان شدن

ماه تازه گشتن و موسم جوان شدن

 قدرها روانه‌اند مثل آبشار و رود

 در شبي كه قدر شد بر علي بگو درود

 زندگاني مرد رنگ تازه‌اي بزن

 باز با خداي خود در دعا بگو سخن

 ماه روزه مي‌رسد زير دوش نور باش

 تا اذان روز بعد اندكي صبور باش

 آبروي رفته را مي‌دهند و مي‌خرند

 هر دلي شكسته‌تر هر دل شكسته چند؟

چند مي‌فروشي و چند مي‌خري مرا؟

من فروختم اگر مي‌خري جلو بيا

صبركن كه مي‌رسد عيد روزه‌دارها

 فصل وصل مي‌شود فصل وصل يارها

*********************

هزاران آفرین بر جانت ای ماه

روان عاشقان قربانت ای ماه

مبارک باد ماه عشق بازان

که بنشینند در ایوانت ای ماه

مبارک باد عید روزه داران

نکویان جهان مهمانت ای ماه

مبارک باد شهر الله اعظم

همایون طالع رخشانت ای ماه

همه مهمان سلطان وجودیم

خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه

نزول دفتر عشق و صعودش

شب قدر است در دورانت ای ماه

به شادروان عزت روزه داران

عیان بینند قدر و شانت ای ماه

نصیب روزه داران دیدن یار

در ایوان عظیم الشانت ای ماه

دو شادی روزه داران را فرستند

ز لطف حضرت سبحانت ای ماه

یکی هنگام افطار اندر این دار

دگر در جنت رضوانت ای ماه

مبارک باد عشق روزه داران

که گفت ( الصوم لی ) در شأنت ای ماه

دل از روزه شود آیینه ی دوست

در او پیدا رخ جانانت ای ماه

سلام سید سجاد و عباد

نثار طلعت رخشانت ای ماه

************************

می خواست بهانه ای که پر نور شویم

از هرچه بدی و غیر او دور شویم

یک ماه پر از فرصت برگشتن داد

یک عید فرستاد که مغفور شویم

یک ماه صدا کرد که زیبا باشیم

در هر سحر و شبی چو مولا باشیم

ماه رمضان ماه مهارت ورزی ست

باشد که همیشه مثل حالا باشیم

یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد

یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد

یا رب نکند دوباره مهجور شویم

یک مژده بده که وصلمان دائم شد

******************************

دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان

شب قدر است، لبخندی بزن، مولای درویشان!

اگر همسو نمی گردند با فریادهای تو

نمی گریند دل ریشان، نمی چرخند درویشان

هنوز آن سوی دنیا قدر خوبی را نمی فهمند

فراوان اند بدخواهان و بسیارند بدکیشان

نه با بیگانگانم نسبتی باشد نه با خویشان

به مرگ زندگی!… من مرگ را هم زندگی کردم

جدا از زندگانی کردن این مرگ اندیشان

شب قدر است لبخندی بزن تا عید فطر من

تبسم عیدی من باد، بادا عیدی ایشان

*************************

شب های مناجات و دعا رفت ز دستم

فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم

یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم

همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم

جامانده ترین رهروِ این جاده منم من

از پا و نفس بین ره افتاده منم من

من لایق مهمانی ات ای یار نبودم

من قابل الطاف تو ای یار نبودم

بودم به حضور تو و انگار نبودم

در محضر تو بودم وهوشیار نبودم

من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای

شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای

افسوس که رفته زکفم حاصلم ای دوست

آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست

بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست

بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست

راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم

بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم

من جز تو کسی را گل زهرا نستایم

شکرانه به جا آورم از این که گدایم

با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم

تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم

بگذار سحرها به قنوت تو بمانم

مثل تو سحر ناله ی العفو بخوانم

شب های زیارت ز دل خسته دلان رفت

هم ناله شدن با نفس سینه زنان رفت

گریه ز غم قافله ی اهل جنان رفت

تا اینکه براتی ز تو گیریم زمان رفت

هرکس که از او قلب تو دلدار رضا شد

داریم یقین روزیِ او کرب و بلا شد

دست کرمت گر ز کسی دست نگیرد

بیچاره شود زار و گنهکار بمیرد

خوش بخت هر آنکه دلت او را بپذیرد

از لوث گنه پاک شده عید بگیرد

بر ما که فقیران ره تزکیه هستیم

عیدی بده ما مستحق فطریه هستیم

***********************

یابن الحسن!

سی شب به تو التماس کردم

این لحظه جواب طالب ام من

خواهی بنواز و خواه رد کن

احسان و عتاب طالب ام من

از کوی تو بوی عطر آمد

برخیز که عید فطر آمد

امشب که منم فتاده عشق

ساغر بزند ز باده عشق

خطی تو بیا بخوان برایم

از نامه سرگشاده عشق

آن نامه که دادی از برایم

با مطلع بی فتاده عشق

گفتی که سحر بیا به کویم

ای خسته ز سیر جاده عشق

مائیم ولی تو مخور غم

ای بنده خانزاده عشق

از کوی تو بوی عطر آید

بر خیز که عید فطر آید

تا یار ز در نیاید امشب

ای کاش سحر نیاید امشب

بیرون نروم زمیهمانی

تا یار ز در نیاید امشب

امضا نشود کتاب ما تا

از یار خبر نیاید امشب

این سی شب و روز ما نه ارزد

تا او به نظر نیاید امشب

در دام فراغ جان سپارم

آن ماه اگر نیاید امشب

از کوی تو بوی عطر آید

بر خیز که عید فطر آید

خواهم ملکت شوم نگارا

گرد فدکت شوم نگارا

کی گل کنی ای شقایق عشق؟

تا شاپرکت شوم نگارا

بر دوش نسیم صبحگاهی

چون قاصدکت شوم نگارا

هنگام نماز عید بند

تحت الهنکت شوم نگارا

بر گرد حریم تو به پرواز

مثل ملکت شوم نگارا

از کوی تو بوی عطر آمد

بر خیز که عید فطر آمد

امسال به قیمتم بیفزای

بر عشق و ارادتم بیفزای

جبرئیل گسیل خدمتم کن

بر شوق ولایتم بیافزای

پر سوخته از شرار عشقم

سوزی به حرارتم بیفزای

انفاس مرا محمدی کن

بر بار رسالتم بیفزای

از نور علی منورم کن

بر نور هدایتم بیفزای

از کوی تو بوی عطر آمد

بر خیز که عید فطر آمد

هو کش که ترانه ای بسازم

از ناله زبانه ای بسازم

در دوره پر فراق عصیان

با اشک شبانه ای بسازم

ای دوست کنار خانه تو

اذنم بده خانه ای بسازم

بر بام حریم عشقت ای یار

بگذار که لانه ای بسازم

یک بوسه دهی اگر بر این دل

باران ز زمانه ای بسازم

از کوی تو بوی عطر آمد

بر خیز که عید فطر آمد

***************

عید فطر است بیا تا همگی جشن بگیریم
روز شادی و سرور است چرا سخت بگیریم
ماه نو در افق دور چه خوش پید ا بود
ماه شوال بیآ مد ، قدحی دست بگیریم
عید نوروز عزیز است برای تو و من

لیک جشن رمضان را نشود پست بگیریم
در حدیث است به شکرانه این ماه عزیز
فطریه داه و دستی ز تهی دست بگیریم
شکر لله به مهمانی او سیر ز نعمت گشتيم
زین نمط فیض ز درگاهش ؛ تا هست بگیریم
گر که دست کمکی سوی تهی دست کنیم
بار ها چند برابر ز دگر دست بگیریم
ماه صوم از بر ما رفت به خوبي و خوشي
با اميد كرمش ختم و دعا دست بگيريم
" خسرو " اکنون به درش دست دعا برداریم
تا دگر سال کنار حرمش بست بگیریم

*********************

بيا كه ترك فلك ؛ خوان روزه غارت كرد
هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
ثواب روزه و حج قبول آن كس برد
كه خاك ميكده ي عشق را زيارد كرد
مقام اصلي ما گوشه خرابات است
خداش خير دهد آنكه اين عمارت كرد
بهاى باده‌ى چون لعل چيست؟ جوهر عقل
بيا كه سود كسى برد، كاين تجارت كرد
نماز در خم آن ابروان محرابى
كسى كند كه به خون جگر طهارت كرد
فغان كه نرگس چشمان شيخ شهر امروز
نظر به درد كشان از سر حقارت كرد
به روى يار نظر كن ز ديده منت دار
كه كار ديده، نظر از سر بصارت كرد

******************

افسوس که ماه رمضان آمد و رفت

آن توبه ده پیر و جوان آمد و رفت

از بهر صلاح کار ما آمده بود

از دست فساد ما به جان آمد و رفت

**********************

افسوس که ایام شریف رمضان رفت

سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت

افسوس که سی پاره این ماه مبارک

از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت

ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ

فریاد که زود از سر این گله شبان رفت

شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت

شیرازه جمعیت بیداردلان رفت

بی قدری ما چون نشود فاش به عالم

ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت

تا آتش ِجوع رمضان چهره بر افروخت

از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت

با قامت چون تیر در این معرکه آمد

از بار گنه با قد مانند کمان رفت

برداشت ز دوش همه کس بار گنه را

چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت

چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان

دیرآمد و زود از نظرآن جان ِجهان رفت

از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب

آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت

****************************

به مه روزه  مرا تو به اگر در خور بود

روزه بگذشت و کنون نیست مرا آن در خور

شب عید آمد و می خواهم بربام جهم

گویم از نو شدن ماه چه دارید خبر؟

**********************

هلال عید بغل در وداع روزه گشاد

صلاح و تقوی پا در رکاب عزل نهاد

گذش موسم شبگیر طاعت و باید

سحور را به صبوحی بدل کنند عباد

********************

دردی به جان رسیده و درمان نمی رسد

آب از سرم گذشته و جانان نمی رسد

از رنج بی حساب سرم را گرفته ام

این رنج بی حساب به پایان نمی رسد

کاری بکن و گر نه من از دست می روم

آیا صدای من به کریمان نمی رسد؟

یا أیها العزیز ببین دست من تهی ست

وقتی ز تو به سفرۀ من نان نمی رسد

باید چو مهزیار فقط محض یار بود

یعنی کسی به وصل تو آسان نمی رسد

قلبی که از نگاه تو محروم بوده است

سوگند می خوریم به ایمان نمی رسد

در رحمت و محبت و بنده نوازی اش

اصلاً کسی به شاه خراسان نمی رسد

هنگام نا امیدی و بن بست های من...

ذکری به پای ذکر حسین جان نمی رسد

*********************

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام

بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام

روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول

روزگار خـوشتان مظهر تـوفیق مدام

عـزت و همتتان شاهد تاییـد و ظفـر

عیدتان خرٌم  و شیرینیتان بـاد بـه کام

*********************

يك ماه صدا كرد كه زيبا باشيم

در هر سحر و شبي چو مولا باشيم

ماه رمضان ماه مهارت ورزي ست

باشد كه هميشه مثل حالا باشيم

********************

يك ماه بهشت بر زمين حاكم شد

يك ماه ز عصيان دلمان نادم شد

يا رب نكند دوباره مهجور شويم

يك مژده بده كه وصلمان دائم شد

*******************

عيد است و دلم خانه ي ويرانه  بيا

اين خانه تكانديم ز بيگانه بيا

يك ماه تمام ميهمانت بوديم

يك بار به ميهماني اين خانه بيا

*************************

عید عبادت آمده الحمدلله

فصل سعادت آمده الحمدلله

گاه خدایی بودن و پاکی رسیده

اوقات رحمت آمده الحمدلله

می بارد ابر مغفرت دنیا چه زیباست

نور حقیقت آمده الحمدلله

هر کس گرفته نمره از حق با جواز ِ ...

شش دانگ جنّـت آمده الحمدلله

در سایه سار لطف رحمان جا بگیرید

حرف از شفاعت آمده الحمدلله

هر چند ماه فاطمه رویت نگردید

حتما ً به هیأت آمده الحمدلله

*****************


موضوعات مرتبط: 143=رمضانيه
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, وداع رمضان وعید فطر, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ دوشنبه 1393/05/06 ] [ 16:11 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
[ یکشنبه 1393/05/05 ] [ 15:30 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

بیا که دائم الاوقات یار هم باشیم

 همیشه در همه جا غمگسار هم باشیم

برای چیست که سربار همدگر هستیم

چه خوب هست که تخفیف بار هم باشیم

کجا سزاست  بخندیم ما به یکدیگر

سزد غمین غم روز تار هم باشیم

اگر نئیم چو مرحم به زخم یکدیگر

چرا ؟ برای چه باید شرار هم باشیم؟

به آتش دل یکدیگر آب اگر نزنیم

دگر برای چه باید که نار هم باشیم

اگر چو گل ننمائیم یکدگررا بو

دلیل چیست  که بایست خار هم باشیم

 اگر دوروزۀ دنیا ست بی بها باید

هماره یار هم وجان نثار هم باشیم

وگر رعایت این چند روزه بنمائیم

محال هست دمی شرمسار هم باشیم

خدا گواست بدی هیچگه نمی ارزد 

بیا بدی نکنیم افتخار هم باشیم

چه سود آنکه پس از مرگ اشک غم باریم

بیا دوروزه ی  دنیا قرار هم باشیم

بیاکه قدر بدانیم « محسنی» از هم

همیشه در همه جا اعتبار هم باشیم

93/5/3  بابل: محسن زاده


موضوعات مرتبط: 92=اشعار پندیات
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, پندیات, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ جمعه 1393/05/03 ] [ 20:2 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]

وحدت اسلامی امت اگر ایجاد گردد

شک ندارم که فلسطین یکسره آباد گردد

گر مسلمانان عالم متحد باشند ویکدل

کنده از جا ریشه های ظلم واستبداد گردد

ای مسلمانان وای آزاد اندیشان عالم

باید از فریادتان قدس شریف آزاد گردد

روز قدس است وزمان اعتراض آمد برادر

تا که مظلوم فلسطینی دمی امداد گردد

ما طرفدار شما هستیم  ای خلق فلسطین

هر که نبود با شما منفور عدل وداد گردد

با شما هستیم تا نابودی صهیون کافر

با شما هستیم تا غزّه زنو آباد گردد

با شما هستیم تا محو ستمکاران غاصب

تا که این کشور کما اوّل شود بنیاد گردد

بشنوید ای اهل آمریکا واسرائیل از ما

عنقریباً مشتها ی ما همه فولاد گردد

مشت فولادین چنان بر فرقتان کوبند امت

تا قلوب هر چه مستضعف به عالم شاد گردد

روز مرگتان خدا داند که نزدیک است دیگر

هرچه آمال شما باشد همه بر باد گردد

آی اسرائیل بی تردید نزدیک است آن روز

کز شما وقومتان با ذُلّ  وخواری یاد گردد

93/5/3بابل: محسن زاده

 


موضوعات مرتبط: 98=اشعار انقلابی، 143=رمضانيه
برچسب‌ها: اشعار مذهبی, فلسطن و روز قدس, انجمن مداحان بابل, محمد محسن زاده
[ جمعه 1393/05/03 ] [ 18:54 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
[ پنجشنبه 1393/05/02 ] [ 20:4 ] [ محمد محسن زاده گنجی ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


من زخودچیزی ندارم شاهدحرفم خداست

هرچه دارم از دعای والدینم هست وبس
==========
انجمن مداحان بابل افتخارداردکه همه
هفته روزهای شنبه(شبهای یکشنبه)
یکساعت بعدازاذان مغرب جلسات
عمومی برای مداحان گرانقدربرگزار
مینماید.منتظرمقدم میمنت اثرذاکران
ومداحان ارزشمندخاندان رسالت
خصوصا پیشکسوتان و پیرغلامان
هستیم تابا حضورسبزشمابزرگواران
جوانان و مداحان نو پا بیشتردلگرم
شده وموجبات تشویق آنهافراهم
گردد. برنامه های انجمن به شرح
زیر میباشد
آموزش آواها:: شعر :: مقتل ::
توزیع اشعار مورد نیاز مداحان و.....
آدرس :: بابل ::بازار چهارسوق ::
مسجد چهارده معصوم علیه السلام
================
ازعموم مهمانان وکاربران گرانقدر
انتظار داریم بانظرات سازنده شان
مارا ازمعایب کارهایمان آگاه فرموده
ورهین منت خودقراردهند
منتی نه زلطف بر سر من
بی نظر ردمشو. برادر من
نظرت کارسازخواهد بود
باش در کار خیر یاورمن

موضوعات وب
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب